فخر الدين الرازي

مقدمه 47

منطق الملخص

در تعريف اسمى ، مفهومي نزد ما هست واز طريق تحليل مفهومي آن را روشنتر مىكنيم . كاتبى قزوينى در توضيح استدلال أول فخر رازي ، ابتدأ با ترسيم ساختار منطقي آن نشان مىدهد كه استدلال وى مؤلف از مقدمات متقابل بوده وبه همين دليل خود ستيز است . سپس آن را به صورت زير بازسازى مىكند : تصور « مشعور به » يا « غير مشعور به » است . طلب تصور « مشعور به » محال است وطلب تصور « غير مشعور به » نيز محال است . پس تصور امرى است كه طلب آن محال است ( المفصل في شرح المحصل ، 6 - 10 ، المنصص في شرح الملخص ، ج 1 ، ص 35 - 36 ) . مىتوان گفت : دليل نخست فخر أعم از مدعاست . فخر تصديق را قابل اكتساب مىداند ؛ اما در اثبات قابل اكتساب نبودن تصور ، دليلي مىآورد كه قابل اكتساب بودن تصديق را نيز نفى مىكند ؛ زيرا مأخذ وى طلب علم به نحو مطلق است ونه طلب تصور . در اين صورت ، با مبناى وى در خصوص نظري بودن برخى از تصديقات ناسازگار مىشود . دليل دوم فخر رازي اين است كه راهى براي تعريف ماهيت شئ وجود ندارد ؛ زيرا تعريف به خود شئ ، يا به عناصر داخلي ، يا به أمور خارجي ويا به أمور مركب از اين دو است . راه نخست محال است ؛ زيرا تعريف شئ به خود مستلزم تقدم شئ بر خود ودور است . تعريف به أمور داخلي نيز محال است ؛ زيرا تعريف يا به همهء أمور داخل است ويا برخى از آنها . صورت نخست به تعريف شئ به وسيلهء خود برمىگردد ؛ زيرا مجموع أمور داخلي چيزى جز همان ماهيت نيست . صورت دوم نيز محال است ؛ زيرا ماهيت