فخر الدين الرازي

مقدمه 41

منطق الملخص

گويد : كلى اعرف از جزئي است ؛ زيرا أعم در نسبت با أخص ، كمتر مشروط وكمتر داراى معاند است [ صغرى ] وهر امرى كه چنين باشد ، در ذهن بيشتر واقع مىشود ، پس اعرف است [ كبرى ] . بر اين مبنا ، عامترين مفهوم ، مثل مفهوم وجود ، شئ و . . . ، بديهي است . بسيارى از فلاسفه بر حسب همين تحليل ، أعم المفاهيم بودن را ملاك بداهت دانسته وبديهي بودن وجود را بر أساس آن اثبات مىكنند . ( ابراهيمى دينانى ، I ، ج 1 ، ص 52 - 41 ) . سه - فخر رازي در الملخص ( ص 109 ) گويد : هر تصورى كه تصديق أولى بر آن مبتنى است ، به طريق أولى بديهي است . اين سخن بر مبناى نظريهء مركب انگارى تصديق موجه است : بداهت مركب منوط بر بداهت اجزاء است ، پس اگر تصديق بديهي باشد ، تصورات سازندهء آن بديهىاند . فخر در شرح عيون الحكمة ( ج 1 ، ص 45 ) سخن خود را بر مبناى نظريهء مركب انگارى تصديق توجيه نمىكند : « تصوراتى كه تصديق بديهي از آنها حاصل آيد ، بديهىاند ؛ زيرا اين تصورات شرايط [ در برابر شطر در نظريهء مركب انگارى تصديق ] تصديق بديهىاند [ صغرى ] وامرى كه شرط غير مكتسب باشد ، خود نمىتواند مكتسب باشد [ كبرى ] » . روشن است كه كبراى استدلال وى غيرمستدل ، بلكه نادرست است . فخر رازي در اينجا ملاكى را ارائه مىدهد كه بر حسب آنها تصورات مأخوذ در قضاياى حسى ( ظاهري وباطني ) بديهي مىگردند : « معلوم است كه قضاياى محسوسه ووجدانيات أولى وبديهىاند ؛ پس رنگها ، صوتها ، مشاهدات ، طعمها ، ملموسها ، همچنين قدرت ، علم ، اراده ، شهوت ، نفرت ، درد ، ألم ، لذت وسرور ، غضب وأمثال آن أمور بديهي وغيرقابل تعريف هستند . »