أبو علي سينا
41
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
وهم « 1 » نيايد . پس به طريق محسوسات ، فريفته نشود و اعتقاد نكند ، كه هر چه محسوس نبود ، مثبت نبود « 2 » و نه نيز اعتقادها جمله براندازد ، و تصوّر « 3 » نكند كه حقّى كه واجب القبول است در ميان عقايد نيست « 4 » ، و هر كه در اثبات اعتقادى سخن گفته است ، همه سنگ در تاريكى انداختهاند ، كه يكى عالم را خالق و مبدعى نيست ، بلكه ميان اين هر دو ، متوسط اعتقادى طلب كند ، و از محسوسات است و نيّت كند كه به شناختن « 5 » بعضي از مجهولات كه معلوم نبود و مبدعى و صانعى ، عالم را اثبات كند منزّه از علايق حسّ و مقدّس از كثرت جهات مختلفه ، و چيزها كه اثبات آن ، أو را با اوصاف أو يار و مؤدّى بود كه به كثرت و رفع كمال و اين طريق را ، تشبيه كرد به طريق « 6 » خفّاش و چنان كه اين اعتقاد حقّ است . و بهترين عقايد است ، خفّاش را هم ، بهترين طيور خواند ، چه أو حدّ اوسط « 7 » دارد ، و در اسباب معاش و ظهور خويش . و خفّاش صورت طيور ندارد ، امّا ازو ، فايدهء طيور « 8 » حاصل مىآيد ، آدمي نيز بايد كه اگر چه صورت « 9 » فرشتگان ، ندارد ، به اخلاق فرشتگان متخلّق شود . متن « قال الشّيخ : ويلكم اخوان الحقيقة أعنى « 10 » النّاس من يجترى على غده وافشلهم من قصد « 11 » عن امده . ويلكم اخوان الحقيقة لا عجب ان اجتنب ملك سوءا أو « 12 » ارتكب بهيمة قبيحا بل العجب عن البشر إذ استولى عن الشهوات . وقد ضيّع على
--> ( 1 ) - حسّ ووهم . ( 2 ) - مثبت ونه . ( 3 ) - كند . ( 4 ) - هست . ( 5 ) - استعانة كند بشناختن . ( 6 ) - بطريق آن . ( 7 ) - توسط . ( 8 ) - آن . ( 9 ) - سيرت . ( 10 ) - اغنى ( 11 ) - قصر . ( 12 ) - سوأ وارتكب .