السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
81
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
ميرداماد بدو پاسخ مىگويد : « اين امر را موجب آن است كه من مسائل فلسفي را به طرزى بيان داشتهام كه فقها ومتألّهين رسمي را قدرت آن نيست كه چيزى از آنها درك نمايند وجز يزدانشناسان حكيم كسى قادر به فهم آن مسائل نمىباشد . در صورتي كه تو راهى بر خلاف طريقت من پيمودهاى . تو مسائل فلسفي را چنان صريح وروشن بيان مىنمايى كه هر معلّم ساده وقتي كتابهايت را مطالعه كند مىتواند از آن اطّلاعات با خبر گردد . به همين جهت است كه تو را در معرض تكفير آوردهاند ، ولى در مورد من از هر ايذا واهانتى عاجزند ! » « 1 » مصنّف گر چه با به كار بردن اين شيوه امكان اين را يافت تا براحتى به تحقيقات خود ادامه دهد ونظام فلسفي خاصّى را پىريزد ، وحكما وفلاسفهء متعدّدى را تربيت كند . امّا همين امر باعث شد تا على رغم جايگاه مهمّ أو در مسير رشد وبالندگى حكمت اسلامى ، وتأثيرات محسوس ونامحسوس نظرياتش در حكمت متعاليهء صدر المتألّهين ، گمنام بماند ودر منابع تاريخ فلسفه كمتر از أو ياد شود . 4 . طهارت ، صفاى باطني وكمالات روحي زندگانى اين حكيم متألّه از بدو تولّد تا هنگامهء وصل ، سراسر طهارت بود وپاكى وعشق الهى وجذبه ونور . أو در خانوادهاى كه همگى از عالمان وارستهء عصر خويش بودند به دنيا آمد وتربيت شد ودر محفل بزرگان حكما وعرفاى عصر خويش تلمّذ كرد . تمامى عمر خويش را به عبادت حضرت حقّ ، سير وسلوك ومجاهده پرداخت ودر اين رهگذر ضمير پاكش همواره در معرض نسيم جانبخش نفحات الهى وتابش فيوضات وأنوار ربّانى قرار داشت واز تجارب جذّاب عرفانى ومشاهدات وخلسههاى ملكوتي بهرهمند شد . أو « در تزكيهء نفس نفيس وتصفيهء باطن شريف وسير رضيّهء وشيم مرضيّه ، عديل و
--> ( 1 ) . القبسات ، مقدّمه ، صفحات هشتاد وهفت إلى هشتاد وهشت .