السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

77

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

متناقض‌نما ناميده مىشوند ، از ديرباز توجّه انديشمندان را به خود جلب كرده‌اند . حكما وعلماى منطق پيش از طرح اين شبهه وحدتهاى لازم در تناقض را منحصر در هشت وحدت مىدانستند : در تناقض هشت وحدت شرط دان * وحدت موضوع ومحمول ومكان وحدت شرط واضافه ، جزء وكلّ * قوّه وفعل است در آخر زمان امّا پس از آن با بحثها وتحقيقهاى فراوان ، وحدت حمل را نيز بدان افزودند . بدين ترتيب ، تناقض بدوي در قضاياى ياد شده از ميان رفت . به عنوان مثال در قضيهء « جزئي جزئي است » معتقد بودند كه حمل اوّلى است ؛ يعنى مقصود از جزئي - موضوع قضية - مفهوم جزئي است . چه هر مفهومي خودش خودش است . امّا وقتي همين جزئي را نسبت به افراد ومصاديقش بسنجيم - حمل شايع - ديگر جزئي نخواهد بود ، بلكه كلّى است . حاج ملّا هادي سبزوارى در شرح منظومه اين راه حلّ را به برخى از متأخّران نسبت داده است ؛ « 1 » ومشهور آن است كه اين نظريه را صدر المتألّهين شيرازي ابداع كرده است . در حالي كه در اثر حاضر مشاهده مىكنيم كه ميرداماد پيش از آنها به اين نكته توجّه داشته وبه تحليل آن پرداخته است . 3 . نثر وشيوهء نگارش ميرداماد به جملهء فنون أدبي ، اعمّ از صرف ، نحو ، لغت ، معاني ، بيان ، بديع ، عروض احاطه داشت . افزون بر آن از جودت طبع وسلاست در بيان برخوردار بود . شاهد صدق اين مدّعا سرودهء لطيف ، جذّاب ومملوّ از استعارات ، مجازات وصنايع أدبي أو ؛ يعنى مثنوى مشرق الأنوار ونامه‌اى است كه خطاب به شيخ بهاء الدين نگاشته است . امّا نثر أو

--> ( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 60 .