السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
52
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
نمىرسد ، سببش همان عدم حصول استعداد است . زيرا كه لازم نيست كه هر دعايى معدّ ومؤثّر باشد ، وبسا باشد كه شرطي موجود نباشد يا مصلحتى اقتضاى عدم أجابت نمايد . گر دعا جمله مستجاب شدى * هر دمى عالمي خراب شدى وشخصي از حضرت امام ثامن عليه السّلام پرسيد كه جواد چگونه كسى است ؟ فرمود : اگر مراد مخلوق جواد است ، آن كس است كه حقوقى را كه خدا بر أو واجب گردانيده است ، ادا نمايد ؛ واگر مراد تو خالق است ، أو در هر حال جواد است ، خواه منع كند وخواه عطا نمايد . زيرا كه اگر عطا مىكند ، عطا مىكند به كسى كه بايد ؛ واگر منع مىنمايد ، منع مىنمايد از كسى كه نبايد . واز كلام معجز نظام آن حضرت عليه السّلام مفهوم مىشود كه فيض بارى تعالى موقوف بر استعداد است . فيا من سائلك غير مردود ويا من بابك عند السؤال غير مسدود ، هيّأ لنا من أمرنا رشدا واجعل منتهى مطالبنا رضاك ووفّقنا لما تحبّه وترضاك . تو گفتى هر آن كس كه در پيچ وتاب * دعايى كند مىكنم مستجاب چو عاجز رهاننده دانم تو را * در اين عاجزى چون نخوانم تو را أستاذ از ديد شاگرد شاگردان ميرداماد ، انديشمندان وحكماى معاصر ومتأخّر وأصحاب تراجم در مقام بيان عظمت شخصيت علمي وكمالات روحي أو تعابير گونهگونى را به كار بردهاند كه در برخى از آنها نوعي مبالغهگويى به چشم مىخورد . تعابيرى همچون : أستاذ البشر ، عقل حادي عشر ، عقل اوّل ، اعلم المتقدّمين والمتأخّرين ، انّ الزمان بمثله عقيم و . . . مير سيّد احمد علوي نيز در كشف الحقائق - وديگر شروحى كه بر آثار مصنّف نگاشته است - افزون بر اوصافى نظير آنچه كه گذشت تعابير زيبا ودقيقى را به كار برده است كه