السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

49

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

استحقاقات ماهيات بخصوصياتها وحدود استعدادات موادّ بقابلياتها صور حروف موجودات را در هواي فضاى صنع وابداع راسم وأرقام صور معلولات را در كتاب نظام وجود راقم است . وبدان كه بعضي گفته‌اند كه علم نفس به جميع اشيا نيز حضوري است ، بنا بر آنكه عقل نفس نيست ، بلكه قوّه‌اى است مانند وهم وخيال ؛ ومجرّدات در عقل مرتسم مىشوند ، چنان كه مادّيات در آلات وقوا ؛ وعقل وساير قوا با آنچه در آنها موجود است همه در نزد نفس حاضرند . پس علم نفس به آنچه در آنهاست ، حضوري است . وبر اين سخن وارد مىآيد كه غلبهء نفس بر اين قوا بدين مثابه نيست والّا بايست كه به حقايق آنها در مبدأ فطرت عالم باشد ، به واسطهء حضور آنها نزد أو ومحتاج نباشد در علم به حقايق آنها به اكتساب وفكر . زيرا كه علم حاصل به اكتساب علم تجدّدى است وعلم تجدّدى علم حضوري نيست ، چنان كه در جاى خود مبرهن است . واز كلام سيّد بزرگوار است كه در اقسام رؤساى عالم عنصرى گفته است : بدان كه هر جنسي كه در تحت آن أنواع است ، در ميان آن أنواع يك نوع البتّه يافت مىشود كه أكمل از باقي باشد ؛ وهمچنين است افراد أنواع نسبت به اعضا . پس اشرف اعضا ورئيس آنها قلب است وخليفهء أو دماغ است واز أو قوا به جميع جوانب بدن پهن مىشود ؛ وهمچنين انسان را رئيسى ضرور است وآن رئيس يا اين است كه حكم أو بر ظاهر به تنهايى جارى است وآن سلطان است ويا بر باطن به تنهايى وآن عالم است ويا بر هر دو وآن پيغمبر وخليفهء اوست . پس نبىّ به منزلهء قلب است در عالم ، وخليفهء أو به منزله دماغ ونخاع ؛ وچنان كه قواى مدركه ومحرّكه از دماغ ونخاع به همهء اعضا مىرسند ، همچنين قوّت بيان وعلم ودين وهدايت به واسطهء خليفه به همهء عالم مىرسد . واز خصايص خليفهء وصىّ اين است كه محدّث باشد ومحدّث آن كس است كه صوت وكلام را در حال بيدارى وصحّت بشنود نه از راه گوش ، بلكه از آن راه كه به ملائكة متّصل مىگردد وبه عالم قدس منصرف مىشود وشخص را نبيند ؛ وأو به منزلهء