السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

47

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

توسيط علل وشرايط وربط أسباب به مسبّبات نيست . پس علم تامّ أو به هر چيز كه عين ذات اوست نيز چنين است . ودر مسئلهء علم واجب - جلّ شأنه - مىفرمايد كه ضابط مقام تحقيق در علم واجب آن است كه بگوييم كه گاهى علم اطلاق مىشود بر معنى مصدري إضافي كه در فارسي از آن به « دانستن » تعبير مىكنند ؛ وگاهى اطلاق مىشود بر آنچه مبدأ انكشاف معلوم است وآن صفت وملكه‌اى است كه به مجرّد قائم است واطلاق عالم بر مجرّد به اعتبار آن است ؛ وگاهى اطلاق مىشود بر صورت حاضرهء نزد مجرّد . ومراد به اينكه مىگويند كه علم ومعلوم متّحد به ذات وماهيّت‌اند وبه اعتبار مختلف ، اين معنى أخير از علم است . وعلم به معنى اوّل عين ذات واجب ، بلكه عين ذات هيچ ماهيت از ماهيات حقيقية نيست . وعلم حقّ تعالى به ذات خود به معنى دوم مفصّلا ؛ يعنى به اعتبار ذات واز حيثيت اينكه مصداق صفات حقيقية است وبه ما سواي خود از معلومات مجملا ومفصّلا ؛ يعنى علما اجماليا وعلما تفصيليا عين ذات واجب است ؛ به اين معنى كه واجب نيست مبدأ انكشاف به أو - تعالى شأنه - قيام نمايد تا آنكه عالم بر أو اطلاق شود ، چنان كه در مجرّدات ممكنه واجب است ، بلكه ذات أو بذاته مبدأ انكشاف ذات ومعلولات است بدون قيام صفت وملكه به أو كه منشأ انكشاف باشد . پس اثر مترتّب بر مبدأ انكشاف در ما در واجب بر نفس أو مترتّب است . پس ذاتش به اين اعتبار علم است وعالم است وعلم أو به اين معنى عين معلومات ممكنهء معلوله نيست ، بلكه همين عين يك معلوم است كه ذات خودش باشد . پس ذات هم علم است وهم عالم وهم معلوم به حسب اعتبارات وعلم أو - جلّ شأنه - به معنى سيم به ذات خود وبه معلولات بر سبيل اجمال عين ذات اوست . به جهت آنكه چون ذات أو علّت معلومات است ، حضور ذات بعينه ، حضور ذوات جميع معلولات خواهد بود على الإجمال ؛ واين علم اجمالي علمي است بسيط وحداني اجمالي كمالى بالفعل نه بالقوّة ؛