السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
25
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
جز اعتقادات وباورهاى شيعي نزديكانشان وعامّهء مردم نبود . چه آنها تمامى درگيريها وجنگهايى را كه در جهت استقرار حكومت صفوى به وقوع مىپيوست ، جهاد در راه خدا وحضور در آن را نوعي فريضهء ديني تلقّى مىكردند . 2 . حاكميت ديني شيعي : فرهنگ غنيّ إيراني در طول حيات پر بار خود عموما آميختهء با نوعي از باورهاى ديني بوده است : در عهد ساسانى در قالب آئين زردشت ؛ وپس از غلبهء مسلمانان ، اسلام با صبغهء سنّى ودر عصر صفوى اسلام شيعي . حاكميت ديني شيعي به عنوان پشتوانهاى بسيار قدرتمند چه در تكوين سلسله صفوى وچه در بقاى آن نقش داشت . زمامداران صفوى خود شيعي بودند وتشيّع را به عنوان دين رسمي اعلام كرده ودر شيعهگرايى وتسنّنزدايى شيوهء افراطى را در پيش گرفتند ؛ تا جايى كه اقلّيت سنّى هماره آرزوى آن را داشتند كه دولت عثمانى بر إيران تفوّق يابد وآنها را از قيد تعصّبات شيعي زمامداران صفوى برهاند . بسيارى از علماى عامّه نيز از ترس جان خويش به كشورهاى ديگر بخصوص به سرزمين هند كه به دار الأمان شهره بود وآزادى عقيدة بر آن حكمفرما ، مهاجرت كردند . دولت عثمانى نيز از بدو پيدايش همين رفتار را با مسلمانان شيعي مسلك داشت . از اين رو درگيريهاى بسيارى ميان دولت عثمانى وحكومت مقتدر صفوى به وقوع پيوست كه آثار سوء آن بيش از رهاوردهاى مثبتش بود . چه به واسطهء اين جنگها وحدت كشورهاى اسلامى خدشهدار شد ودولت عثمانى به جاى اينكه توجّه خويش را به سمت كشورهاى اروپايى معطوف دارد ، بخش معظمى از نيروهاى نظامى خويش را در مرز إيران به حالت آماده باش نگه داشت . از سويى نزاع اين دو كه مقارن با رنسانس وتحوّل عظيم در فرهنگ وتمدّن غربى ورشد وشكوفايى آن بود ، باعث شد كه جامعهء مقتدر ومستعدّ إيراني از اين تحوّلات بىبهره باشد ، وبتدريج فاصلهء ميان جامعهء إيراني وجوامع اروپايى فزونى يابد . 3 . جايگاه عالمان دين : آن گونه كه در منابع تاريخي آمده است ، نياكان شاه إسماعيل -