السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

17

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

پيشگفتار به نام آن كه هستى نام از أو يافت حمد آن قديم سرمدي را سزاست كه به جذوه‌اى از جذوات وقبسى از قبسات تجلّى أو ، عالم هستى در لايتناهاى الأفق المبين خلعت وجود بر تن كرد . سپاس واجب الوجود احدى را رواست كه هيولاى آدمي را به عطيّهء عقل بر ما سواي خويش برترى بخشيد . شكر وثنا معبود ابدى را كه رسولانى از ميان بهترين خلقش براي تصحيح عقايد ، تقويم ايمان وكشف حقايق برگزيد . ودرود بىحدّ وتحيّت بىمنتها بر مصابيح عالم قدس وقناديل مشاهد انس ؛ رواشح سماويه‌اى كه نفحات لاهوتيهءشان مفاتيح شفاى روح عارفان است . آنان كه لوامع ربّانى كحل ابصارشان است ولطايف غيبيه جان كلامشان ؛ سيّما خاتم المنزلة النبويّة ، الحضرة المصطفوية وأهل بيته الذين أذهب اللّه عنهم الرجس وطهّرهم تطهيرا . امّا بعد : سألها پيش كه به انگيزهء تصحيح كتاب عين الحكمة مير قوام الدين رازي سرگرم تحقيق وپژوهش بر روى شرح حال ، انديشه‌ها ومباني حكيم ملّا رجب على تبريزى بودم ، توفيق آن را يافتم تا چند صباحى خوشه‌چين خرمن معارف فلسفهء إيراني وفلسفهء تطبيقي اثر گرانسنگ مستشرق نامدار فرانسوى پروفسور هانرى كربن باشم واين فرصتى بود كه مدّتها به دنبالش بودم . در اين فرخنده ايّام هنگام مطالعهء بخش مربوط به ميرداماد عباراتى از كتاب توجّهم را به خود جلب كرد : « سيّد احمد علوي أصفهاني ، پسر خالهء ميرداماد ، معلّم سوم وشاگرد أو بود . أو سپس به دامادى أستاذ پذيرفته شد وچنان كه از يكى از إجازات ميرداماد برمىآيد بيش از هر چيزى فرزند روحاني أو باقي ماند . از ميان آثار أو ، من اينجا