السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

131

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

فهم را كي فرصت برچيدن كأم دل است * بس كه تقريرش تمنّا بر تمنّا ريخته * * * دردمند جهل گو رو نه به اين دار الشفاء * كاندرين محفل مداوا بر مداوا ريخته اين همه رنگينى عقلش ز علم وافرست * هم أزين پرگار دان اين طرح هرجا ريخته گر به رنگين مجلس أو بار يابد آفتاب * يابد أسباب بزرگى را مهيّا ريخته عقل رنگين‌تر به قدر آنكه علم آماده‌تر * جدول آب روان وعكس گلها ريخته ور به خلوتگاه فكرش ره بيابد عقل كل * بيند أوراق كهن علم خود آنجا ريخته حشمت جمشيدى وجاه سليمانى ببين * گاهش آويزان به دامن‌گاه در پا ريخته ليكن أو را التفاتى نه به آن ونه به اين * طرح عزلت خوش به خلوتگاه عنقا ريخته * * * آسمانا ، آفتابا ، نه كه عقل اوّلا * اى كه مهرت تخم در آب وگل ما ريخته گر چه من اين دانه را از خون دل پرورده‌ام * ليكن الطاف تو هم اين درّ به دريا ريخته من كيم كز سجدهء آن آستان لافم كه هست * نقشهاى سجده آن جا تا ثريّا ريخته در سجود درگه تو چرخ را بهر سجود * جبهه‌ها بر روى هم تا عرش والا ريخته بوسه لبها را تمامى وقف درگاه تو كرد * هر كجا اين نخل بار آورده آنجا ريخته گر چه من دورم ز درگاه تو زين شادم كه هست * حسرتم آنجا تمنّا بر تمنّا ريخته دوريم از مجلس فيض تو غافل روى داد * عقده‌ام بر عقده زين‌انداز بيجا ريخته تكيه بر لطف تو كردم گام بىرخصت زدم * آب شرمم از حيا صحرا به صحرا ريخته سايه پرورد تو را دورى ونزديكى يكيست * هست هر جا نور مهر عالم‌آرا ريخته رو به درگاه تو دارد آبرويم عاقبت * قطره هر جا مىفتد باشد به دريا ريخته تا بود أهل هنر را آبروى علم وفضل * بر در أرباب دنيا بىمحابا ريخته مرجع أهل هنر باشى وتا روز جزا * آبرويم جز بدان درگه مبادا ريخته « 1 » * * *

--> ( 1 ) . مفاخر اسلام ، ج 7 ، صص 102 - 105 .