السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
50
شرح كتاب القبسات
غير قارّ بر خلاف كمّ متّصل ، قبول زيادة در ابتدأ نمىكند ، زيرا محطّ ظهور آن جرم فلك أقصى است وفلك أقصى در سلسلهء طولى از جايگاه خود برخوردار است وبه سبب لمّى از جايگاه خود عدول نمىكند . بنا بر اين مقدّمهء اصلى طرح اشكال مخدوش است . از سوى ديگر عدم ازليّت عالم زمان مساوق عدم قدرت حقّ نيست ، چه اين كه قصور از ناحية طبيعت امكاني ، وعدم همطرازى آن با رتبهء ربوبي است . سيّد داماد در اين رابطه گويد : « فإذن خلق العالم بعد عدمه الصريح ليس من حيث انتقال الخالق من عجز إلى قدرة . . . بل انّما من حيث قاصرية طباع الجواز الذاتي عن تصحيح التسرمد وامتناع أزلية » « 1 » . 4 - بنا بر حدوث دهري ، بايد عدم دهري كلّ عالم مسبوق به وجود آن باشد ، حال اگر در آن مرحله ، عدم سابق ، واجب باشد ، حكم آن نقض وباطل نمىشود ؛ واگر عدم سابق ، ممتنع بالذات باشد ، عالم أزلي خواهد بود ؛ واگر ممكن باشد بايد داراى علّت باشد كه در اين جا علّت عدم جز عدم علّت وجود نيست . جواب : بنا بر أصول حكمت يماني ، عالم ، وجود أزلي سرمدي ندارد ، پس نقيض اين وجود كه رفع اين وجود است براي آن متحقّق است ، حال رفع وجود أزلي يا به رفع مطلق وجود است كه عدم مطلق أزلي است ويا به رفع ازليت است كه در اين صورت تحقّق وجود عالم به واسطهء وجود بعد از عدم صريح است . بنا بر اين واجب است كه عالم مسبوق به عدم صريح باشد ، حال چه اين عدم ، عدم محض در أزل باشد وچه مسبوق به عدم دهري محض ؛ كه در هر دو صورت اعتبار آن منوط به تحقّق علّتى ورأى عالم است ؛ پس عدم عالم در دهر به معنى رفع ازليت وسرمديت آن به اعتبار علّت است ، كه اين اعتبار ، ذاتي عالم ومقتضاى امكان اوست
--> ( 1 ) - خلسة الملكوت ، ص 23 .