السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
46
شرح كتاب القبسات
حدوث خود فلك اطلس وحتّى ما فوق آن مورد بحث بود ؛ واز سوى ديگر گويى اين مطلب مسلّم بود كه حدوث مفروض صاحبان شرايع واجماع ملّيون ، حدوث ذاتي نيست « 1 » ؛ پس چارهاى نبود كه خود فلك اطلس وما فوق آن نيز به نحوى حدوث غير ذاتي داشته باشند . لذا پارهاى از متكلّمان به زمان موهوم گرايش يافتند وبرخى به زمان متوهّم « 2 » كه هر دو رأى در نظر حكماء مخدوش قلمداد شد . در اين جا برخى از محقّقان بعد از ميرداماد همچون آقا جمال خوانسارى ، مرجع حدوث دهري را به همين زمان موهوم دانستند ودر صدد انكار وى برآمدند . در اين مقام توجّه بدين مقال كه اتّصاف حدوث زماني به موضوع بالعرض واتصاف حدوث دهري بالذات است ، در خور توجّه است ؛ زيرا - بر فرض عدم حركت در جوهر ومعنى خاصّ زمان در مكتب حكمت متعاليه - جواهر أجسام عنصرى ثابت وصفات متجدّد مىباشند ، بنا بر اين مسبوقيت شئ به عدم غير مجامع كه در مقولهء زمان است ، بالعرض حمل بر موضوع مىشود « 3 » نه بالذات ، حال آنكه بنا به تحليل دقيق ، حدوث دهري بالذات حمل بر موضوع مىشود ، چه اين كه أفق حادث دهري عوالم ملك وملكوت را در بر مىگيرد . بنا بر اين يكى از فرقهاى اساسى حدوث دهري وزماني در اين گفتار روشن مىگردد . از سوى ديگر حادث زماني بر سه قسم است :
--> ( 1 ) - علّامه محمّد تقى آملي نيز گويد : « القول بحدوث العالم كذلك من ضروريات الدين ، بل المتّفق عليه بين أهل الملل والنحل ، فلا ينبغي في المقام بحدوث العالم ذاتا بمعنى تأخّره عن العدم المجامع مع وجوده كما عليه بعض الحكماء ، لأنّه مخالف مع قول الملّيين » درر الفوائد ، ج 1 / 261 . ( 2 ) - در نظر متكلّمين زمان متوهّم داراى هيچ گونه منشأ انتزاعي نيست وزمان موهوم منشأ انتزاعش بقاى ذات واجب الوجود است ، كه تحليل اوّل از نظر عقلي محال وتحليل دوم به واسطهء انتزاع متغيّر از ثابت محال است . درر الفوائد ، ج 1 / 261 . ميرداماد خود نيز در القبسات ، ص 30 به ردّ تحليلي زمان موهوم پرداخته است . ( 3 ) - نيز بنگريد : تعليقه منظومه حكمت ، ميرزا مهدى آشتيانى ، ص 339 .