السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
36
شرح كتاب القبسات
بالذات موجود نباشد ، تقدير واندازهگيرى وانتساب آن به اين دو ظرف محال خواهد بود . مثلا اگر شئ مادّى مفروض خود داراى امتداد طولى نباشد ، قابل اندازهگيرى با متر نخواهد بود ، وچون خود بهرهاى از امتداد طولى دارد ، قابل اندازهگيرى با امتداد طولى است ، وهكذا همين نسبت در تمام ابعاد وجودي شئ قابل طرح است . بنا بر تحليل فوق ، ظرف زمان در شئ ، منتزع از حركت شئ است ؛ محقّق داماد در اين مسأله چنين گويد : « من الناس من نفي وجود الزمان مطلقا ومنهم من أثبت له وجودا . . . وأمّا المحصّلون من أرباب الحكمة النضيجة فذهبوا إلى أنّه موجود ، مقدار للحركة » « 1 » . ولى در اين جا اين نكته قابل توجّه است كه حكماى پيشين ، مقدار حركت معدّل النهار وحركت فلك اطلس را موجب زمان مىدانستند . زيرا حركت فلك اطلس دائمي وتمام موجودات را فرا مىگرفت . وامّا در مكتب صدر المتألّهين ، حركت جوهري فلك اطلس ، موجب زمان وسنجش شئ وكلّى است ، ودر كتب شاگردان وى مقدار حركت جوهري هر موجود ، موجب زمان آن است « 2 » ، ولذا بر هر موجود دو زمان حاكم است ، يكى زمان شخصي وديگرى زمان سنجشى وقراردادى . وبر هر تقدير بنا بر بيان پيشين ، هرگونه انتساب زماني به شئ مادّى نشانگر كشش ذاتي شئ مادّى به زمانمند بودن آن است « 3 » . پس بر أساس اين كه ألفاظ موضوع بر معاني عامّهاند ، مىتوانيم ظرف شئ
--> ( 1 ) - الصراط المستقيم ، ص 23 . ( 2 ) - أبو البركات بغدادي زمان را مقدار وجود مىداند : « انّ الزمان مقدار الوجود » الصراط المستقيم ، ص 24 ، همين گفتار مىتواند يكى از مؤيّدات حركت جوهري باشد . يكى از طرق محكم اثبات حركت جوهري از رهگذر زمان واثبات امتداد متقارن با زمان در حاقّ شئ است . ( 3 ) - ميرداماد بر أساس همين بيان ، زمانمند ومكانمند نبودن خداوند را اثبات نموده است .