السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
13
شرح كتاب القبسات
در زماني زندگى مىكنم كه فكر وانديشه در آن تيره گشته واز حقيقت علم در آن عين واثرى باز نمانده ، درهاى ورودى وخروجي علم بسته ومراكز ومعاهد آن تعطيل گرديده ، خانههاى علم خالى وخراب شده وآثار ونشانههاى آن كهنه گرديده است . دانشمندان به أطراف زمين پراكنده وناپديد شدهاند وچه مصيبتهايى كه بر سر آنان وارد نيامده است وآنان كه بر جاى خود ماندهاند گوشههاى گمنامى را براي خود برگزيده وبا أشك ريزان خود به اعتكاف پرداختهاند در خانههاشان جز خاك وسنگريزه چيزى يافت نمىشود وملخهاى آن خانهها دست به عصا راه مىروند . سوگند به پروردگار نظام كامل جهان آنكه وجود را از عدم بيرون آورده ياران سابق وگذشتگان فاضل ما اگر در چنين زماني تاريك ودوران تيره قرار مىگرفتند همچون ما به خشكى انديشه دچار مىگشتند ونام ونشانى از آنان باز نمىماند « 48 » . وبالآخرة اين حاج ملا هادي سبزوارى فيلسوف وعارف بزرگ است كه در آغاز شرح غرر الفرائد ( شرح منظومة حكمت ) خود مىگويد : زمان ما زمان خشكسالى حكمت است ، بارانهاى يقين از ابرهاى رحمت كم مىبارد ، چرا كه گناهان أهل غفلت وجهل فراوان گرديده ودرهاى آسمان عقل بر آنان بسته شده است ، عشق به تاريكى آنان را از شناخت پروردگار سپيدهدم بازداشته است . آنان از حق به باطل پرداخته ودل بر زيورها وتنديسها دوختهاند . از اين روى توانايى آن را ندارند كه در ديار كليّات گردش ودر درياهاى حقائق شنا كنند زيرا آنان باقيات صالحات را به جزئيات داثرات فروختهاند . آنان را نصيبي جز غبن أفحش وبهرهاى جز مار ارقش نيست . أولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم « 49 » . وبدنبال مطلب ياد شده مىگويد : « عنكبوتهاى فراموشى بر حكمت تنيدهاند وشخص حكمت با وجود بزرگوارى در گوشههاى گمنامى ودورى افكنده شده وأو همچون سلطاني است كه مردانش بر أو شوريدهاند در حالي كه مصلحت آنست كه بدو پناه آورند خاصه علم الهى كه آن را رياست عالي بر همهء علوم ومثل آن مثل ماه بر آمده در برابر ساير نجوم است » .
--> ( 48 ) . شرح الإلهيات من كتاب الشفاء ، مهدي بن أبي ذر النراقي ( تهران 1365 ه ش ) ، ص 2 ( 49 ) . شرح غرر الفرائد ، بخشش أمور عامه وجوهر وعرض ( تهران 1348 ه ش ) ، ص 36