فخر الدين الاسفرايني النيشابوري
مقدمه 45
شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )
وى بسيار پوزش خواست ووى به معالجت پرداخت وهم چنان در نزد وى گرامى وپسنديده بود وبار ديگر وزارت را به وى داد . سپس من از أو شرح كتابهاى ارسطوطاليس را خواستم ، گفت كه درين زمان فراغت اين كار را ندارد وليكن اگر خشنود شوى كتابي گرد مىآورم كه هر چه أزين دانشها در نزد من درست است بىآنكه با مخالفان مناظره كنم وبه ردّ آنها بپردازم در آن خواهم آورد ، ووى اين كار را كرد ومن بدان خشنود شدم . پس به كتاب طبيعيات كتابي كه آن را كتاب الشفاء ناميد آغاز كرد ونيز كتاب أول قانون به نوبت خود مىخواند ، وچون فارغ مىآمديم مغنّيان به اختلاف طبقات مىآمدند ومجلس را بساز زدن آماده مىكردند وما بدان مشغول مىشديم ، وتدريس در شب بود زيرا در روز فراغت نداشت ودر خدمت أمير بود ، وما بدين گونه مدتي را گذرانديم . پس شمس الدولة متوجه طارم شد براي جنگ با أمير آنجا ، ودوباره قولنج نزديك آنجا أو را گرفت وكار برو سخت شد ، وبيمارىهاى ديگر بر آن فزونى گرفت كه از ناپرهيزى واز ناشنيدن سخن شيخ فرآهم شده بود . لشكريان از مرگ أو هراسان بودند وأو را با كجاوه به همدان باز گردانيدند ودر راه در كجاوه در گذشت . سپس با پسر شمس الدولة بيعت كردند ، ووى وزارت را به شيخ داد اما أو نپذيرفت ونهاني به علاء الدولة نامه مىنوشت ومىخواست كه وى را خدمت