أبو نصر الفارابي

مقدمة 36

فصوص الحكمة ( شرح الغازاني وحواشي الداماد )

وامّا اينكه برخى از مباحث ونظريات بويژه گرايشات صوفيانهء موجود در فصوص با نظام فلسفي وانديشه‌گى فارابى ناسازگار است ، در صورت صحّت انتساب رساله به أو را نفى نخواهد كرد . زيرا بديهي است كه انديشه‌هاى هر انديشمندى در مسير تطوّر وتكامل ، ودر بستر زمان ، دستخوش قبض وبسط مىگردد . از اين رو ، در آثار بسيارى از متفكّران ، آراى ناسازگار وگاه متناقض نيز به چشم مىخورد ؛ واگر جز اين بود ، ما شاهد رشد وبالندگى هيچ يك از دانشهاى بشرى نبوديم . افزون بر آن اينكه همان گونه كه پرفسور هانرى كربن نيز تصريح دارد اصطلاحات وتعبيرات صوفيانه به وفور در آثار فارابى به چشم مىخورد . كربن در كتاب تاريخ فلسفهء اسلامى دربارهء درستى انتساب فصوص به فارابى مىگويد : « از فصوص الحكم ذكر به ميان آمد . هيچ دليل قانع كننده اى براي ترديد در صحّت انتساب اين رساله وجود ندارد . اشتباه مجموعه اى كه سابق بر اين در قاهره چاپ شد وبخشي از اين رساله را با عنواني ديگر به نام ابن سينا منتشر كرد ، مبتنى بر چاپى انتقادى نيست . پل كراوس ، بر اين بود كه فارابى ، در واقع ، موضعي ضدّ عرفانى داشت ، سبك ومضمون فصوص با ديگر آثار هماهنگ نبود ونظريهء نبوّت أو صرفا سياسي بود . بارى ، مىتوان ملاحظه كرد كه مجموعهء اصطلاحات تصوّف ، به تقريب ، در همه جاى آثار فارابى پراكنده است ، كه در نوشته اى غير از