أبو نصر الفارابي

مقدمة 32

فصوص الحكمة ( شرح الغازاني وحواشي الداماد )

مىكند وآن را نغمه‌اى مىداند كه از قلب بر مىخيزد . كلمهء « هويّت » به معناى ماهيّت در فصوص است وهرگز نزد فارابى ديده نمىشود وهمين فكر را فارابى در اصطلاح « انّيّت » به كار برده است . ما به آسانى مىتوانيم مثالهايى در اين زمينه بياوريم ، ولى فكر مىكنيم كه آنچه را كه در اين زمينه گفتيم ، كافى باشد . » « 1 » پل كراوس نيز تصريح دارد كه اصطلاحات وألفاظ شگفتى كه نشانه اى از اسلامى بودن آن است نظير : كلام ، لوح ، عرش ، روح قدسي با مؤلّفات فارابى سازگار نيست . « 2 » 1 - 4 . مباحثى كه در اين رساله طرح شده با نظام انديشهء فارابى منافاة دارد . پل كراوس معتقد است كه در نظام فلسفي فارابى گرايشات صوفيانه جايى ندارد ؛ همچنين نظريهء وى درباره نبوّت يك نگرش سياسي صرف است ، در حالي كه فصوص الحكمة اين گونه نيست . دكتر خليل الجرّ نيز مباحثى چون : وجه افتراق ماهيّت وهويّت ، قواى انساني ، معرفت‌شناسى ، جبر واختيار كه در فصوص الحكمة بدانها پرداخته شده را با ديگر نوشته‌هاى فارابى در تضادّ مىداند ؛ ودر پايان تصريح دارد كه : « در جوار اين ملاحظات كه كاملا جنبهء نظري دارد ، در هر صفحهء اين آثار مخصوصا در فصل دوّم اثر ، مطالبى دربارهء عرفان يا مذهب ونصايح اخلاقى وآيات قرآني ملاحظه مىشود كه توسعه و

--> ( 1 ) . همان ، صفحهء بيست وهشت . ( 2 ) . ر . ك : أفلوطين عند العرب ، ص 270 .