أبو الحسن العامري

296

رسائل أبو الحسن العامري

خيرى كه از طريق واحد حق افاضه مىشود استمرار وجود وبقاست وبا آنكه أو فيضان را به همه چيز يكسان مىبخشد « هر چيزى از موجودات از آن فقط به قدر نيرو ودرجهء وجودي وحدّ ذات خود برخوردار مىشود . » وچون هيولى ناقص است وتماميّت آن بستگى به صورتي دارد كه از نفس دريافت مىكند وبخشندهء صورت طبعا از پذيرندهء آن شريفتر است ، پس بىنيازى اصلى از آن كسى است كه خلق وامر به دست اوست وأو فوق تمام وكاملتر از هر كامل است . آن كس كه امر از اوست ، صور كليه نيز ازوست ، پس آن را به ذوات ديگر افاضه مىكند وبر أو چيزى افاضه نمىشود ، وچون صورت خود تمام است وكامل ، به بخشندهء آن تام نبايد گفت ، چون « اگر أو تنها از حيث ذات تام بود ، به خود اكتفا مىكرد وبه ابداع أشياء نمىپرداخت . . . پس أو فوق التمام ومتمّم هر تام است ، أو خير محض است بذات خويش . » فيض صور از ناحيهء واحد يعنى اينكه « واحد » موجودات عالم را ارتقا مىبخشد وهر چيز را برحسب قابليت وميزان استعداد به كمال نزديك مىسازد ، وبدين ترتيب جهان را در سلسله مراتب كمال نظام مىدهد ؛ گذشته از اين ، هيچ مخلوق ومبدعى جز به سبب ابداع كننده وآفرينندهء خود قوام وجودي نخواهد داشت . بر ماست كه بدانيم ، دو اصطلاح مبدع ومخلوق در عبارت عامري يكسان نيستند ، مبدع در وجود سابق واز حيث درجه برتر از مخلوق است واز فيض ودوام وثبات بيشترى نسبت به مخلوق برخوردار است ودر مخلوقات « نيز عرض از حيث فيض وجود ، در درجهء آخر است وقوام وثبات ندارد . » 5 . طبائع موجودات . حقّ أول وحداني الذّات است وهيچ گونه دوگانگى وكثرت در أو نيست ، اما عقل كلى داراى دوگانگى است ، يك جهت قوّه تصوّر معاني كلى ، وجهت ديگر محبّت افاضه بر هر چه از أو قدرت اقتباس دارد . بنا بر اين در اين عقل أول دو قوّه است ، قوّهء مدركه يا متصوره وقوهء ديگر انفعالى ونفس داراى سه‌گانگى است ، در آن دو قوهء ادراك وانفعال وحيات است كه كمال جسم طبيعي آلى است ودر آخر اين سلسله طبيعت قرار دارد كه داراى جهات چهارگانه است : الف ) عقل برحسب ذات داراى تصوّر معاني عقلي است ، يعنى بر أشياء علم واحاطه دارد وبدون قصور وحدّ ونهايت همه چيز را در خود متصوّر مىيابد . زيرا أو به طور دائم در صور أولية مستغرق است واز ادراك آن خستگى ندارد . همچنان كه برحسب نيرويى كه از مبدع بر أو افاضه مىشود به تدبير مادون خود مىپردازد وعلم خود را بر هر چه قابليت دارد افاضه مىكند . ليكن اين قوّهء مدبّر هر قدر از مرتبه‌اى به مرتبه‌اى نزول كند ضعيفتر مىشود وبدين ترتيب روى به تناهى وزوال مىگذارد ، چه ، هر آنچه ملحق به موضوعي است از آن