عبد القادر بن حمزة بن ياقوت الأهري

ديباچه 6

الأقطاب القطبية أو البلغة في الحكمة

است ( 1849 دانشگاه ) اين يكى درست مانند داستان فصوص ابن العربي است . مير - داماد استرابادى را دو رسالهء خلعيّه است كه در آنها از خلسه‌هاى خود ياد مىكند يكى مؤرخ 1011 در قم ( دانشگاه 10 / 1837 ) ديگرى روز آدينه 14 شعبان 1023 ( ش 4 / 1837 و 7 / 3152 دانشگاه وش 2 / 322 سپه سالار 4 : 393 - ذريعة 7 : 241 - مردم‌شناسى 1 : 2 - چاپ هنرى كربين در يادنامهء ماسينيون 1 : 378 - سلافة العصر ص 487 ) . بارى شيخ شهيد اشراقي نخستين كسى است كه بر پايهء فلسفهء مشائى فارابى وابن سينا وتصوّف عارفان شالودهء حكمت اشراق خودش را ريخته وبه گفتهء خود آن را بر روى حكمت ذوقي أفلاطون وانديشهء إيراني كهن نهاده است . پيشينهء انديشهء فلسفي أو را چنان كه ياد كرده‌ام در فلسفهء پلوتينوسى هم مىتوان جست ولى استخوان بندى آن همان فلسفهء ابن سينا است وهمان مباحثى كه در إشارات وشفاء ونجات آمده است ، در آثار أو مىبينيم . برخى از آثار أو مانند لمحات گزيده وارى است از إشارات ابن سينا . شهود وكشفى كه أو مدعى است در آثار صوفيان هست همان است كه خود به پيروى از ابن سينا حدس هم ناميده است . نمايندگان اين گونه انديشهء ذوقي را مىتوان بدينگونه برشمرد : 1 - قطب الدين تاج الإسلام أبو الحسن محمّد كيدرى بيهقى نيشابورى كه در 576 حدايق الحقائق في تفسير دقائق افصح الخلائق ساخته ودر آن از اثولوجياى پلوتينوس آورده است . ( فهرست فيلمها 2 : 36 - ذريعة 6 : 285 و 14 : 146 - نشريه 5 : 385 - نامهء آستان قدس 25 : 12 ) . 2 - أفضل الدين محمد مرقى كاشاني درگذشتهء 610 كه در آثار خود به روش ذوقي رفته است . 3 - عبد القاهر اهرى مؤلف همين الأقطاب القطبيّة در سال 629 .