مير قوام الدين محمد رازى تهرانى

مقدمه 36

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات

هو نوع ؛ جنس بالقوّه فصل نيست و جنس و نوع به واسطهء فاعل يا قابل معيّن و منوّع مىشوند » برآمده است . فصل ششم ، اختصاص به مقولات عشر دارد . ابتدا چگونگى انقسام موجود ممكن به ده مقوله بيان مىشود . پس از آن به اين نكتهء مهمّ اشاره مىشود كه حمل موجود بر جوهر و عرض و حمل عرض بر مقولات عرضى از نوع حمل جنس و عرض عامّ مستند به جنس نيست . و امّا ساير مباحثى كه در اين فصل مورد بحث قرار گرفته‌اند عبارتند از : اثبات وجود جوهر و مقولات عرضى ؛ خواصّ و ويژگيهاى برخى از مقولات عشر ؛ اقسام كمّ متّصل و منفصل و اثبات وجود آنها . موضوع فصل هفتم ، مقولهء اضافه است . مصنّف در اين فصل بدوا مضاف را به حقيقي و مشهورى تقسيم كرده و پس از تعريف آنها به بيان تفاوتها و ويژگيهاى هر يك مىپردازد . سپس اثبات مىنمايد كه اضافه و مضاف مغايرند . آن گاه به فرق ميان مضاف حقيقي و ساير مقولات نسبى اشاره مىكند . و امّا ساير مباحث طرح شده در اين فصل عبارتند از : انحصار معروض اضافه در جوهر ؛ تكافؤ و معيت متضايفان در وجود و ماهيت ؛ عدم علّيت هر يك از متضايفان نسبت به ديگرى . فصل هشتم ، دربارهء مقولات جوهرى جسم ، هيولى و صورت است . مصنّف در اين فصل بتفصيل پيرامون ماهيت هر يك از مقولات سه‌گانهء ياد شده و ارتباط آنها ، تركّب جسم از هيولى و صورت ، نيازمندى هيولى به صورت و بالعكس ، قابليت ذاتي هيولى نسبت به صورت ، سبب اختلاف صور و قابليتهاى جسم ، نسبت ميان مقدار و جسم ، اتّصال ذاتي جسم ، چگونگى تكثّر جسم ، بحث مىكند ؛ و در پايان اثبات مىنمايد كه هيولاى تمامى أجسام واحد است . در فصل نهم ، پيرامون دو مقولهء جوهرى ديگر - يعنى : عقل و نفس - سخن مىراند . نخست اثبات مىنمايد كه جاعل و فاعل هيولى عقل است . سپس از طريق تلازم هيولى و