مير قوام الدين محمد رازى تهرانى

مقدمه 33

دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات

رازى هم‌آوا با مقدّمات استادش رجبعلى تبريزى ، نشان مىدهد كه چرا و چگونه مىتوان خالق را واجب الوجود ناميد . خالق از واجب الوجود نيز بالاتر است ؛ و بنا بر اين قوام الدين مىگويد كه اين اصطلاح توسّط متأخّرين جعل شده كه ادّعاى فلسفه داشتند . مع ذلك شيوهء استدلال ، بيشتر از آن فنّى است كه بتوان در اينجا بر آن تأكيد ورزيد . « 1 » عين الحكمه از يك مقدّمه و دوازده فصل تشكيل شده است . مصنّف در مقدّمه بعد از تبيين اصطلاحاتى چون موضوع ، مبادى و مسائل ، به اثبات ديدگاه خويش در مورد موضوع فلسفه و ابطال ساير آرا مىپردازد . او معتقد است كه موضوع فلسفه بايد مفهومى باشد كه از تمامى مفاهيم و از موضوع تمامى دانشها عامتر است ؛ و چنين مفهومى يا وجود است يا موجود و يا شئ . در انتهاى اين بحث بر خلاف تمامى حكما ، دو احتمال اوّل را ردّ و احتمال سوم را برمىگزيند و مىگويد : لهذا گفته‌اند موضوع در اين علم موجود است . امّا حقيقتا و بالذات شئ است به معنى بديهى . در ادامه به طور مبسوط پيرامون اقسام موجود - يعنى واجب و ممكن - و اصناف هر يك از آنها سخن مىراند . ممكن خاصّ را به قابل وجود تفسير كرده و آن را لازم واجب بالذات مىداند ، و ممكن عامّ را به قابل وجود و عدم تعريف كرده و آن را قسيم واجب بالذات قرار مىدهد ؛ و توصيف بارى تعالى به واجب الوجود را نادرست مىانگارد . سپس اثبات مىكند كه : 1 . ممكن مطلقا - چه ممكن عامّ و چه ممكن خاصّ - فاعل وجود نمىتواند باشد . 2 . فاعل وجود هر چيزى ، جاعل ماهيت و موجد اوست ، نه موجب و ملزومش . 3 . ممكن عامّ به فاعل بما هو فاعل واجب نمىشود . پس از آن امكان را به سه قسم : امكان قابل ، امكان مقبول و امكان فاعل تقسيم كرده و

--> ( 1 ) . فلسفهء إيراني و فلسفهء تطبيقي ، ص 71 .