مير قوام الدين محمد رازى تهرانى
مقدمه 22
دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات
پس اگر معناى وجود در اللّه تعالى بعينه معناى وجود باشد كه در ممكنات است ، لازم مىآيد كه او هم آفريده باشد . « 1 » گمان اكثر مردم تا اين زمان آن بوده كه كسى قائل به اين نشده است و اگر شده است ، به واسطهء سخافت اين مذهب - به اعتقاد ايشان - نام آن كس در ميان علما مشهور نشده است و تشنيعات مىزدهاند به آنكه بناى أصول دين و اعتقاد به برهان است نه پيروى مردم مشهور ؛ بنا بر اين جمعى از بزرگان كه صاحب اين مذهب بودهاند و نام ايشان در خاطر فقير بود ، بيان مىكنم . « 2 » « امّا رجبعلى تبريزى همراهان برجستهاى دارد . او بىآنكه خود بداند در فلسفهء وجود با اسماعيليان هم نظر است و يكى از پيشروان شيخ احمد احسائى و پيروان اوست . بويژه او در كنار نو افلاطونى بزرگ ، پروكلوس و رو در روى برخى از شارحان أفلاطون قرار دارد . رجبعلى تبريزى بروشنى آگاه است كه اثولوجياى منسوب به أرسطو - كه شامل تأويلهاى متعدّدى است - با او هم نظر است . او به فارابى ، مسلمة بن احمد مجريطى ( يعنى اهل مادريد سدهء دهم ) و سپس محمود شبسترى يكى از بزرگترين عرفاى آذربايجان و شمس الدين قونوى استناد مىكند . رجبعلى تبريزى از حكماى هند - كه شايد مبيّن تأثّر مير فندرسكى باشد - يارى جسته و كلمات امامان شيعى و بويژه دو خطبهاى را شاهد مىآورد كه امام رضا عليه السّلام به دعوت مأمون در مرو ايراد كرد . اين دو خطبه در آغاز كتاب التوحيد ابن بابويه آمده و قاضى سعيد قمّى شرحى استادانه بر آنها نوشته است . امام در اين متنها با سود جستن از ظرايف بيان خود ، هر گونه اشتراك وجود را مورد حمله قرار مىدهد . زيرا كه اشتراك ، شرك را به دنبال آورده و مايهء نقصان وجود مىگردد . حاصل اين بحث ، امامشناسى نظرى است كه وجود معنوى امامان را محمل اسما و صفات الهى قرار مىدهد . براستى كه ملّا رجبعلى تبريزى مىتواند خود را در كنار همراهانى برجسته احساس كند . » « 3 »
--> ( 1 ) . منتخباتى از آثار حكماى الهى ايران ، ج 1 ، ص 223 . ( 2 ) . همان ، ص 222 . ( 3 ) . فلسفهء إيراني و فلسفهء تطبيقي ، صص 100 - 99 .