مير قوام الدين محمد رازى تهرانى
مقدمه 10
دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات
برجستهاى را پروراند كه هر يك در رشد و بالندگى معارف دينى بويژه حكمت اسلامى نقش مهمّى را ايفا كردند و به سهم خويش در جريانات فلسفى بعدى تأثير گذاردند . از ميان شاخصترين شاگردان وى مىتوان به دو حكيم بزرگ اشاره كرد : 1 . شيخ بهاء الدين گيلانى از مدرّسان چيره و مسلّم حكمت مشّاء و اشراق و متون عرفانى همچون فصوص الحكم ابن عربى كه در دانشهايى چون نجوم نيز تدرّبى خاصّ داشت و برخى از منابع آن را تدريس مىكرد . علّامهء ذو فنون ، حزين لاهيجى « 1 » ( 1180 - 1103 ه . ق ) كه خود بخشهايى از احياء العلوم غزالى و رسائل اسطرلاب و شرح چغمينى را از محضرش تلمّذ كرده ، وى را از گوشهنشينان و جامع فضايل صوري و معنوى مىداند . « 2 » 2 . مير سيّد حسن بن عبد الحسين حسينى نجفى ، مشهور به طالقانى كه تا سال 1116 ه . ق نيز زنده بود و در اصفهان رحلت فرمود . وى گر چه همچون استاد خويش بر فلسفهء مشّاء احاطهء چشمگيرى داشت ، امّا گرايشات عرفانى - اشراقى و منش صوفيانه در او بيشتر مشهود بود . لذا افزون بر آثار شيخ الرئيس ، امّهات متون عرفانى مانند فصوص الحكم ابن عربى و منابع اشراقى همچون هياكل النور شيخ اشراق را تعليم مىداد ؛ و تلاش بسيارى مىكرد تا ميان عقل و كشف ، نوعي هماوايى ايجاد كند و مسائل حكمى و برهاني را بر مشاهدات عرفانى و ذوقى تطبيق دهد . حزين لاهيجى كه از محضر وى نيز بهرهها برده ، در وصف شخصيت علمىاش چنين مىنگارد : از اعاظم علما و اكابر صوفيان بود . . . در هيچ فنّى از علوم نبود كه استحضارش به تمام نباشد . مسائل حكمت را با مشاهدات صوفيه انطباق داده ، علوى عظيم در اظهار مراتب ثلاثهء توحيد داشت . قوّت تقرير و مباحثهاش به مثابهاى بود كه احدى از اصحاب جدل را
--> ( 1 ) . خوشبختانه در سالهاى اخير شمارى از مهمترين آثار و نوشتههاى اين چهرهء تابناك عهد صفوى چون : تذكرة المعاصرين ، فتح السبل ، دوازده رساله در علوم و فنون مختلف و ديوان اشعار وى ، احيا و به زيور طبع آراسته شد ؛ و بدين ترتيب بسيارى از انديشمندان و محقّقان جوان معاصر با انديشههاى ناب اين علّامهء ذو فنون بيش از پيش آشنا شده و بر إيراني بودن خود مباهات كردند . ( 2 ) . ر . ك : رسائل حزين لاهيجى ، ص 19 .