يحيى السهروردي

40

رسالة هياكل النور ( فارسي )

پيشگاه ذات كبريايى به تقرّبى خاص مىرسد ؛ وهر گاه در نظر بگيريم كه أو ، خود واتباع خود را در اين شمار مىنهد « 1 » ، در خواهيم يافت كه چرا با تأويلى بىباكانه ، امتياز ياد كردهء آيهء 159 سورهء أعراف را به حكيمان باستانى إيران اختصاص مىدهد ( بند 2 - 2 ) . 14 - 2 . با اين حال ، پاسخ سهروردى به غزالى بدين جا ختم نمىشود ؛ وأو در پاسخ به " ائتلاف شريعت وتصوّف وكلام بر عليه فلسفه " در تفكر امام محمّد در دوّمين دوران زندگىاش ( : دوران توبت واعراض از دستگاه خلافت ) ، فلسفه را مقدّمه‌اى بر تصوّف قرار مىدهد . در واقع ، توجه به تلاش شيخ اشراق در تركيب فلسفه وتصوّف از اين چشم‌انداز قابل توجه است كه أو در پاسخ به غزالى ، آشنايى با حكمت مشاء را شرط نخست فهم فلسفهء اشراق مىداند وفلسفهء اشراق را مقدّمه‌اى بر روند حقيقت‌جويى ؛ روندى كه فرجامش ، تركيبي نيكو از مشاهدهء عرفانى واستدلال عقلانى است ؛ ومىكوشد با انكار وجود منافاة ميان فلسفه وتصوّف ، از دو شيوهء شهود واستدلال بهره گرفته وبدين ترتيب ، از مفاهيم صوفيانه ، توضيحي فلسفي واز مفاهيم فلسفي ، شرحي صوفيانه به دست دهد ؛ چنان كه أوج اين فرآيند انحلال متقابل فلسفه وتصوّف در يكديگر را در حكمة الاشراق باز مىيابيم ؛ رساله‌اى كه جانمايهء آثار اوست ومنش ستيهندهء آرايش در برخورد با خردگريزى صوفيان وشهودگريزى مشائيان را برمىنمايد ؛ چنان كه مىتوان گفت أو در اين كتاب ، در صدد احياى همان خميرهء آميخته از استدلال وتألّه است ؛ خميره‌اى كه پيش از

--> ( 1 ) . شهاب الدّين يحيى سهروردى ، مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، پيشين ، ج 3 ، ص 323 .