يحيى السهروردي
29
رسالة هياكل النور ( فارسي )
سبقت إلى مثله » « 1 » ( - در ميان پارسيان گروهى بودهاند رهنمون به حق ووزراى عدل بدان ، حكيمانى ناماننده به مجوس . ما حكمت نوري شريف آنها را كه گواهش ذوق أفلاطون وديگر حكماى پيش از اوست ، در كتاب موسوم به حكمة الاشراق زنده كرديم ودر اين كار كسى بر ما پيشى نجسته است ) . 3 - 2 . نكتهء قابل توجه در سخن بالا ، هم چنان كه كربن نيز به درستى دريافته وتذكّر داده ، استناد آگاهانهء شيخ اشراق است به آيهء 159 سورهء أعراف كه دربارهء قوم موسى نازل شده وسهروردى با به كارگيرى تأويلى بس پر معنى ، به واسطهء آن ، گذار از ظاهر به باطن وكشف لا أقل " برخى " ( در سخن كربن : " يكى " ) از رازهاى تاريخ باطني إيران را ممكن مىكند : « شيخ اشراق سعى دارد به يارى سرچشمههاى معنويّت اسلامى باز وجهانى ، طرح خود را به انجام رساند . شيخ اشراق نه باستانشناس است ونه پژوهندهء اسناد تاريخي : أو به كساني توجه دارد كه نياكان أو به شمار مىآيند وتبارش به آنان مىرسد واز اين پس خسروانيان ؛ پيشگامان اشراقيان خواهند بود » « 2 » . 4 - 2 . البتة ، اين سخن بدان معنا نيست كه بر نهج كربن وبرخى هم انديشانش ، اقدام سهروردى را طرحى فاقد مبناى تاريخي در نظر گرفتهام . اين درست است كه شيخ اشراق براي اثبات حضور فلسفي خود ،
--> ( 1 ) . شهاب الدّين يحيى سهروردى ، « كلمة التصوّف » ، سه رسالة از شيخ اشراق ، پيشين ، ص 117 . ( 2 ) . هانرى كربن ، فلسفهء إيراني وفلسفه تطبيق ، ترجمهء جواد طباطبايى ، تهران ، 1369 ش ، ص 87 .