أبو علي سينا

ديباچه 85

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

ودر كتابهاى آسمانى از ان ياد شده است وأبو سليمان گفته است كه به گواهى خواب معاد ممكن مىباشد . به نوشتهء ابن رشد در تهافت التهافت ( ص 581 عربى وص 359 ترجمهء انگليسى وص 204 حاشيهء آن ) صابئيان مىگفته‌اند كه تن مردمى پس از مرگ باز مىگردد وآئين آنها ديرينه‌ترين دينها است . 5 - ابن سينا در نجات ( ص 687 ) ودر شفاء ( طبيعي مقالهء 5 فصل 6 ص 358 والهى مقاله 9 فصل 7 ص 637 چاپ سنگى وص 426 چاپ مصر ) والمبدأ والمعاد ( مقاله 1 فصل 7 ومقالهء 3 فصل 9 و 14 ص 6 و 104 و 112 ) از اتحاد عاقل ومعقول ياد ويا آن را اثبات كرده است . أو در إشارات ( نمط 7 حكاية ص 136 ) از سخن فرفوريوس كه چنين مىگفته است خرده گرفته است . گواشن در ترجمهء فرانسوى إشارات ( 448 ) دربارهء آن سخنى دارد . 6 - در نجات ( 711 ) آمده است كه اعتقاد ساده در اسلام بسنده است . خواجهء طوسي در « أقل ما يجب الاعتقاد به » و « المقنعة في العقائد » نزديك به همين سخن دارد ( ص 471 و 473 تلخيص المحصل چاپ تهران ) 7 - در مقالهء 1 فصل 4 برهان شفاء ( ص 64 و 76 ) از مقدمات قياسات فطرى واز فطرت ياد شده همان كه در نهج ششم اشارهء يكم إشارات ( ص 179 ترجمهء فرانسوى گواشن ) مىبينيم وگرفتهء از برهان أرسطو است ( 1 : 34 بند 89 پ س 14 و 15 ) در نجات ( ص 116 - 18 ) دربارهء شهادت فطرت ومعناى فطرت سخن رفته است . در دانشنامه در همين جا همين سخنان آمده ولى واژهء فطرت بكار نرفته است . در تبصرهء ساوى ( ص 108 ) در اينجا هم اين واژه نيست . در الحدود ابن سينا ( ص 11 با ترجمهء فرانسوى گواشن ) واژهء الفطرة را مىبينيم . فارابى در شرح العبارة ( ص 83 س 13 ) از فطرت ياد كرده است . زيمرمن در ترجمهء انگليسى آن ( ص 255 ) مىنويسد كه به گواهى ثامستيوس واژهء برابر آن را تئوفرستوس بكار برده است . 8 - در طبيعي شفاء ( م 5 ف 3 ص 352 ) « فصل في إعانة القوى الحيوانية للنفس الناطقة » ودر نجات ( ص 371 ) از چهار گونه يارى وكمكى كه نيروى حيواني به نفس ناطقه مىدهد بر شمرده شده است :