أبو علي سينا

ديباچه 57

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

كه حواشي است به فرانسه ( ص 53 ) از چاپ بىتاريخ بخش الهى آن در مصر ياد كرده است . قنواتى در فهرست دستى يا سياههء نگارشهاى ابن رشد به فرانسه كه در 1914 1921 در Melanges de la Faculte Orientale آمده است ( ص 14 - 33 ) از اين تلخيص ونسخه‌ها وچاپهاى آن ياد كرده است . الهى در تلخيص در پنج مقاله بايستى باشد : 1 - گزارش نامهايى كه در ان بكار برده مىشود : موجود ، هوية ، جوهر ، عرض ، ذات ، شئ واحد ، هو هو ومقابل وغير وخلاف ، متقابلات ، قوه وفعل ، كل ، جزء ، ناقص ، متقدم ومتأخر ، سبب وعلت ، هيولى ، صورة مبدء ، اسطقس ، اضطرار ، طبيعت . 2 - أموري كه به جاى نوع جزو يكم الهى است ، دربارهء جوهر أنواع وجود ونسبت آنها كه همان مقالهء ششم وهفتم أرسطو است . 3 - لواحق عام موجود كه پايان جزء يكم است . وآن مقالهء نهم أرسطو است . 4 - جزو دوم دربارهء محرك نخستين كه در مقالهء يازدهم يا لام است . 5 - جزو سوم كه أو بدان أرجى ننهاده ونياورده ودر نسخه نيست . ابن رشد در تلخيص ما بعد الطبيعة مىنويسد كه موضوع الهى موجود مطلق است ولواحق آن وأسباب وعلل صوري وغايى آن در سه بخش : 1 - ده مقولة ولواحق آن 2 - مبادى جواهر ومفارقات 3 - موضوعات علوم جزئي . چند دفتر أرسطو كه در شفاء گنجانده شده است 1 - سمع الكيان يا سماع طبيعي كه با عنوان : « فوسيكا آكرواسيس » در نسخه‌ها وگزارشها آمده ودر هشت دفتر است . خود أرسطو از دفتر يكم تا چهارم آن بنام « فوسيس » و « پرى فوسئوس » واز دفتر پنجم وششم وهشتم آن بنام ( برى كنيسئوس » ياد مىكند . سه فصل نخستين دفتر هفتم آن را به گفتهء سمپليكيوس دو نگارش است در يوناني كه در چاپ بكر هم آمده است : يكى گزيده است كه إسكندر آن را مىشناخته ودشوار است كه بگوئيم آن بخشي از سماع طبيعي باشد ، اگر چه آن را از أرسطو هم