أبو علي سينا
ديباچه 26
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
6 - دفتر اپسيلون يا هاء كه از روزگار افلاطونى أرسطو در آسوس Assos است ودر ان به بتا بازگشتى نيست ولى مانند گاما با آن پيوسته است وبه پرسش نخستين بتا دربارهء يگانگى وچندينى دانشى كه علتهاى نخستين را مىشناساند پاسخ مىدهد . بند پايانى فصل نخستين آن كه سودمند هم هست انديشهء خداشناسانهايست كه از أفلاطون گرفته شده ودر ان أرسطو به بود خداى يگانه وبرترى أو مىگرايد وآن هستى برتر از گيتى را مىشناساند همان كه در فصل يكم بمانند يك دانش كلى هستى آمده است ، وشناخت خدا يا هستى برتر از گيتى را با هستى كلى نزديك مىسازد . ما در گزارش گاما واپسيلون روشن مىداريم كه آيا اين دو انديشهء هستىشناسى وخداشناسى أرسطو با هم نمىسازند يا اينكه چنان كه در گزارشها آمده است وأرسطو هم ياد كرده است هر دو درستند وهر يك رساتر كنندهء ديگرى واز يك دستگاه يگانهاند . در گشودن اين دشوارى هر راهى كه برويم بايستى بگويم كه فصل نخستين اپسيلون هم با بتا وهم با گاما مىپيوندد . پس چهار دفتر آلفا ، بتا ، گاما ، اپسيلون مانند يك رشتهء پيوستهاند . أرسطو همين كه فلسفهء نخستين را از ديگر دانشهاى تئوريك يا انديشيدنى جدا ساخت طبيعت وگسترش دامنهء كاوشهاى آن را آشكار بداشت ودربارهء موضوع آن كه هستى از آن روى كه هستى است مىباشد گزارش تازه وروشنى آورد ، آنگاه گونهگون هستى را شناساند واندك اندك هستى عرضى ( فصل 2 و 3 ) وهستى را كه درستى وراستى را مىرساند ( فصل 4 ) از پهنهء متافيزيك دور ساخت ، چه نخستين شايستهء دانش نيست كه از آن كاوش كند ودومى همين اندازه مىرساند كه در انديشه دگرگونى رخ داده است . پس از اين مىماند هستىهاى بخش پذير گوناگون كه از يكسوى به قوت واز سوى ديگر به فعل هستند . از اين هستيها در دفترهاى زتا واتا وتتا بررسى شده است . ابن رشد مىگويد كه در اين گفتار از گونهگون هستى ( هوية ) كه در گفتار جيم ياد شده است كاوش مىكرد 7 - دفتر زتا يا زاي كه در درستى استناد آن سخنى نيست ، مىرساند كه انديشهء أرسطو در سه دفتر بتا وگاما واپسيلون در آن رساتر شده وكاوشهايى را نشان مىدهد كه در روزگاران آكادميايى به ويژه دربارهء گوهرهاى ديدنى مىشده است . در آن هم از