عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )
70
رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )
در اين صورت ماهيّت وجود [ مطلق ] نيازمند به وجود معقول ديگرى مىشود تا بتواند موجود در ذهن باشد [ يعنى اگر بگوييم كه وجود مطلق ، ماهيّتى معقول است مثل حقايق معقولهء ديگر ، در اين صورت براي مطرح شدن در ذهن به وجود ذهنى نياز دارد ] . پاسخ اين است كه ماهيّت معقول به وجود معقول نيازمند است تا در خارج موجود گردد ، زيرا وقتي بگوييم كه ماهيّت موجود در ذهن نيازمند به وجود است تا در ذهن موجود گردد در اين صورت مصادرهء به مطلوب مىشود ، زيرا گفتهايم كه موجود محتاج به وجود است . امّا سخن كسى كه ميگويد : « اگر وجود زيد در خارج نباشد در اين صورت زيد چگونه موجود مىشود » ، سخنى است سفسطهآميز و خوش ظاهر ، و نادرستى آن را از دو وجه ميتوان دريافت : وجه اوّل - اين سخن كه : « وقتي وجود زيد در خارج نباشد چگونه زيد موجود مىشود ؟ » ، وقتي لازم ميآيد كه گفته شود موجود به اعتبار وجودي موجود است و اين خود مصادرهء به مطلوب و مغالطه است . وجه دوم - وجود زيد معقول امرى معقول و ذهنى است ، و گويى كه مغالطهكننده ميان وجود خارجى و وجود ذهنى فرق نگذاشته است . اگر بگويد كه ما همين زيد جزئي محسوس را تعقّل ميكنيم تا وجودش در ذهن زائد بر ماهيّتش باشد ، جواب گوييم حمل محمول كلّى بر موضوعات ممكن نيست مگر بعد از معقول شدن آنها ، و وجود حكمى كلّى است كه حمل آن بر موضوعى ممكن نيست مگر بعد از آنكه معقول گردد خواه عقل آن را هنگام تعقّل به عنوان امر واحدى فرض كند كه تكثّرى در آن نيست - مانند بارى تعالى - و خواه چنين فرض نكند . امّا در مورد پندار اين نادانان [ بايد گفت كه ] معقول صرف امكان ندارد و حاصل نمىشود بلكه معقولهاى ما همواره آميخته با تخيّل است و تخيّل غير از