عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )

67

رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )

[ ترجمه ] به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر تصوّر موجود - كه موضوع فلسفهء أولى يعنى علم كلّى است كه همهء علوم زير مجموعهء آنند - تصوّرى روشن و بديهي است و در تصوّر آن نيازى به تصوّر چيز ديگرى كه مقدّم بر آن باشد نيست ، زيرا موجود عامّترين چيزهاست . موجود و [ واژه‌هايى ] همانند آن مبدأ تصوّر همه چيز است . تصوّر شئ نيز تصوّرى روشن و آشكار است و لازمهء آن وجود ذهنى است زيرا وقتي نسبت به امرى كه در خارج معدوم است حكمى وجودي ميكنيم چنين حكمى ممكن نيست مگر اينكه آن امر موجود باشد - چنان كه پيشتر به تفصيل دانستى - و چون در عالم خارج موجود نيست ناچار بايد در ذهن باشد . بنا بر اين لازمهء شئ وجود است و هيچ موجود خارجى و يا ذهنى نيست مگر اينكه شئ باشد ، و هيچ شئ نيست مگر اينكه لازمهء آن يكى از دو وجود خارجى و يا ذهنى باشد . پس شيئيّت از لوازم حقايق چيزهاست [ يعنى شيئيّت از لوازم حقايق وجوديّه است ، يعنى هر حقيقت وجودي و يا هر موجودى شئ است و بالعكس ] . شىء و يا موجود را نمىتوان تصوير و تعريف كرد زيرا در اين صورت گرفتار دور ميشويم . موجود و شئ اگر چه عام‌ّاند امّا بهتر است كه موجود موضوع علم كلّى باشد زيرا تصوّرش روشنتر و آشكارتر است . موجوديّت و وجود يك شئ نيز يكى است مانند مضاف و اضافه ، زيرا اگر وجود موجودى غير از ذات ( - ماهيّت ) آن موجود باشد لازم ميآيد كه وجود آن موجود خود نيز موجود در خارج و يا در ذهن باشد ، امّا اگر وجود موجود خود نيز در عالم خارج موجود باشد در اين صورت موجود به وجودي ديگر خواهد بود [ يعنى در اين صورت اين وجود ، خود نيز موجود به وجود ديگرى خواهد شد ] - زيرا هر موجودى نيازمند به وجودي است - و بدين ترتيب تسلسل پيش ميآيد . همچنين اگر وجود موجودى غير از ذات ( - ماهيّت ) آن موجود باشد شكّى