عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )

56

رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )

خاصّ اوست ، در اين صورت براي وجود أو علّتى است و معلول غير از علّت خود در وجود است ، اوّل و حقيقى بودن آن چيز ، خلاف و غير ممكن است ، روشن شد كه وجود ذات واجب الوجود ، به اعتبار ذاتش ، از شريكى كه أو را در وجود همراهى كند و همسان أو باشد ، پاك است - خداوند از آنچه ستمگران ميگويند برتر و بزرگتر است - و نيز روشن شد كه هر چه جز اوست ، حادث است ، زيرا ذات ما سوا به اعتبار نفسشان ، واجب الوجود نيستند ، و خداوند ، جسم نيست چون هر جسمى علّتى دارد كه از مادّه و صورت تركيب شده است و به حكم عقل ، ماهيّت اين دو بر جسم مقدّم است . خداوند ، واجب الوجودى است كه از غير خود بهرمند نمىشود و هر آنچه غير اوست ، با واسطه يا بيواسطه ، در وجود نيازمند بدوست ، وجود خدا برترين و قديمترين و پاك و بىضدّ است ، چون معنى ضدّ اين است كه يكى از دو چيز جدا و مباين ديگرى باشد و با اثبات يكى آن ديگرى باطل شود ؛ اگر خداوند ضدّى داشت عدم أو ممكن بود و واجب الوجود نبود ، در حالى كه أو واجب الوجود است و اين امر خلاف و غير ممكن است ، و نيز ضدّ نداشتن أو ، مسبّبى براي بودن أو مىباشد كه در اين صورت معلول قرار ميگرفت كه آن هم محال است . سپاس خداى يگانه راست .