عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )
13
رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )
شهرت خواندن » ، « در مدرسه ومسجد خود را به خلق نمودن » ، « در شارع مباحثه كردن » ، « در پيش مردم وميان بازار مطالعه كردن » ، « حروف را در عبارت از مخرج بيان كردن » ، « در عبارت فارسي ، عربى بسيار مذكور ساختن » ، « جزو بسيار وكتاب ضخيم در بغل نهادن » ، « دراعه به دوش وگردن انداختن » ، « رخت دراز وفراخ پوشيدن » ، « دست در آستين كرده حرف زدن » ، « حكماء را در دكّان وبازارچه جهت مطالعه ومباحثه طلب كردن » ، « استر سواري ودستار بزرگ به تقطيع را داخل حكمت دانستن » ، « جاهلان را با عدم صلاحيّت تقيّد نمودن » ، « ملول وافسرده نشستن ومتواتر آه سرد كشيدن » ، « دروغ را كرامات دانستن » ، « خواب ناديدهء دروغ را به هر كس نسبت دادن » . نمونهيى از « خواصّ گونه » ها را كه جميع خصوصيّات باطني ، كه روحي انارجانى برشمرده ، در وى جمع بود ، شمس الدّين محمّد بن قيس رازي ، در « المعجم في معايير اشعار العجم » معرّفى مىكند كه سخت تفريحى است . پيش از نقل روايت شمس الدّين ، عرض كنم كه در نزديك به هشتصد سال پيش از اين ، در بيت مثلا : « دنيا به مراد رانده گير ، آخر چه ؟ * صد نامهء عمر خواندهگير ، آخر چه ؟ » به سبك وسياق نگارش آن روزگار ، « آخر چه » را بدون مدّ كلمهء « آخر » و « چه » را به صورت « جه » مينوشتند . حالا مشروحهء شمس الدّين محمّد بن قيس رازي را بخوانيم : « فقيهى ، به بخارا ، در سنهء احدى وستّمائه ( 601 ه . ق . ) ، به خدمت من رغبت نمود وپنج - شش سال أو را نيكو بداشتم ، وأو پيوسته شعر بد گفتى ومردم بر وى بخنديدندى . تا بعد از