شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 46

شرح حكمة الاشراق

شده ، هر كس كه طلب علم كند وبه « حكمت متعاليه » دسترسى يابد به وى فرّهء ايزدى داده خواهد شد . 39 وسرانجام سنت كهن إيراني در باب وزراى خردمند ، همچون بزرگمهر ، كه حكمت خود را در خدمت پادشاهان براي گسترش عدالت قرار مىدهند . آيين سياسي اشراقي بدون شك از خود به وجود نيامده بلكه ريشه‌هاى نظري آن را مىبايد در متون اصلى فلسفهء اسلامى ، به خصوص فلسفهء سياسي اسلامى ، در آثار فارابى جست . ونيز در كتابهايى مانند « كيمياى سعادت » از أبو حامد غزالى كه در آنها مسألهء سياست وآداب آن - كه در بينش سياسي سهروردى سخت تأثير گذاشته - مطرح شده است . كتابهايى چون « نصيحة الملوك » غزالى ، « قابوسنامهء » قابوس وشمگير ، و « سياست نامهء » نظام الملك را سهروردى بىگمان مىشناخته وبسيارى از نظريات خود را در بارهء مسألهء مشروعيّت حكومت برخى از پادشاهان كهن ، چون افريدون وكيخسرو ، از چنين متونى گرفته است . سرانجام ، نوشته‌هاى ابن سينا - كه از مهمترين تأثير را در منطقيات ، طبيعيات ، وإلهيات حكمت اشراق گذاشته‌اند - در برخى موارد أساس انديشه‌هاى سياسي اشراقي هم هستند . بر اين پايه مىتوان گفت كه آيين سياسي اشراقي بينش از هر چيز بيان باورهاى همگانى زمان سهروردى بر پايهء اعتبار حكومت افراد دانا وحكيم يا به عبارتى همان پادشاه - فيلسوف افلاطونى است . چنين باورى ، آن گونه كه در فلسفهء سياسي اسلامى مطرح شده ، در أصل افلاطونى است ، اما سهروردى ارزش‌هاى نمادين شاهان اساطيرى إيران را هم با آن پيوند مىزند . مثلا از كيخسرو به عنوان نمونهء كاملى از حكومت حكيمانهء عادلانه ياد مىكند . واما هر اندازهء بخواهيم به اين ديد جنبهء نظري بدهيم ، جنبهء عملي آن مهم‌تر خواهد بود . چون أساس آن نسبت حكمت وعمل حكومت در وجود حاكم آگاه وداراى صفات پديدار است . اين چنين حكيم حاكمى أصل پايهء « آيين سياسي اشراقي » است . البتة چنين اصلى در فلسفهء سياسي اسلامى مدتها پيش از سهروردى شناخته شده وبويژه نظام مدينهء فاضله فارابى بر آن استوار است . يكى از