شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 44
شرح حكمة الاشراق
بروشنى ذكر نشده است . 36 ولى ، اگر به سخنان وآراء فلسفي خود سهروردى رجوع كنيم شايد بتوان با نشان دادن جنبههاى سياسي مكتب أو نظريهاى پذيرفتنى دربارهء قتل أو عنوان كرد . از اين رو ، هم مىبايد ، از سويى ، به جزئيات گزارشهاى تاريخي دربارهء زندگى وقتل سهروردى رجوع كرد وأوضاع شهر حلب را در سالهاى 571 تا 587 ه . ق - يعنى دوران همنشينى الملك الظاهر ، پسر جوان صلاح الدين ايّوبى ، با سهروردى - بررسى كرد ، وهم نوشتههاى سهروردى را ، بخصوص از جهت جنبههاى سياسي وآراء فلسفي وى ، تا ببينيم آيا مىتوان آيين سياسي - فلسفي ويژهاى در نوشتههاى سهروردى يافت وبه آن صفت « اشراقي » داد ؟ بطور كلى ، بايد گفت كه سهروردى به مباني نظري فلسفهء سياسي ، آن چنان كه پيش از وى فلاسفه عنوان كردهاند ، نپرداخته است ودر آثار خود بخشي جداگانه را به آن اختصاص نداده است . براي سهروردى ، بر خلاف فارابى ، « مدينه » وأنواع آن جايى براي تحقيق ندارد وحتى واژهء « مدينه » را تنها در رابطه با شهرهاى خيالي به كار مىبرد ؛ « شهرهايى » مانند جابلقا ، جابرسا ( جابرصا ) از إقليم هشتم ، يا هورقليا ، يعنى مكانهايى كه تنها در « عالم خيال » و « عالم مثال » ، ورأى عالم محسوس ، جاى دارند . از همين رو ، وى هيچگاه سخنى از « مدينهء فاضله » يا « مدينهء فاسده » پيش نمىكشد . آنچه وى ، مثلا در بارهء مدينهء جابلقا ، مىگويد هيچ ربطى به مدينهء فاضلهء آرمانى در فلسفهء سياسي يوناني ندارد . باز در همين زمينه وى به يكى از مهمترين پرسشهاى فلسفهء سياسي ، يعنى « عدالت چيست ؟ » هرگز نمىپردازد . زيرا توجه أو به چيز ديگرى است واز ديدگاه اشراقي أو معرفت بر مباني ديگرى جز آنچه در فلسفهء مشاء مطرح شده ، استوار است . وى به مسألهء أنواع حكومت ، آن گونه كه در كتابهاى فلسفهء سياسي بحث شده ، نمىپردازد ، چون به نظر وى تنها حكومت « إلهي » عادلانه ودرست است . سهروردى هيچ گاه دربارهء فضايل ، آن گونه كه در كتابهاى اخلاق وفلسفهء سياسي طرح مىشود ، سخنى ندارد . از اين رو ، هيچ يك يا هيچ بخش جداگانهاى از كتابها ، ورسالههاى فلسفي سهروردى را نمىتوان با نام