شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 29

شرح حكمة الاشراق

الحدس » و « حكم الحدس » را استنتاجاتى صحيح مىداند . آنچه ما حصل است از حدس فلسفي يقيني دانسته مىشود ، 25 وبه آن همان مرتبهء برهان داده مىشود . هر چند اين نوع حدس به اصطلاح « اگخينويا » ى ارسطويى شبيه است ، ولى سهروردى حدس را داخل روش فلسفي اشراقي مىكند وبه آن صرفا به عنوان موردى منفرد از روش استنتاجى نگاه نمىكند . البتة در اين زمينه انديشهء ابن سينايى ، كه حدس را أول در رابطه با « عقل بالملكة » مىداند ودر نهايت منتج از « عقل قدسي » ، بىگمان در انديشهء سهروردى تأثير گذاشته است . پس حدس سبب مىشود كه بعضي از حكماء أكثر معقولات را ، بدون امتداد زماني وبدون نيازى به تعليم از معلمي خاص ، فراگيرند . 26 2 . مشاهده واشراق : مشاهده واشراق با هم اصلى را تشكيل مىدهند كه از نظر فلسفهء ساختمان پذيرفتهء اشراقي در تمامى مراتب وجودي مانند « قانون » صادق مىباشد . اين أصل در مرتبهء وجود انساني ، در عالم محسوس ، همچون ابصار حاكم است . بر مبناى اين أصل ، چشم يا بصر اگر سالم باشد ، شئ يا مبصر را هر گاه كه « روشن » يا باصطلاح « مستنير » باشد ، چنان كه هست ، مىبيند . در مرتبهء وجود محض وعالم أنوار يا عالم غير محسوس به حس ظاهر ، هر كدام از أنوار مجرده أنوار مرتبهء بالاتر از خود را مشاهده مىكنند وبه أنوار مرتبهء پايينتر از خود نور مىرسانند كه همان اشراق أنوار بر آنها مىباشد . در نتيجة ، علم از راه مشاهده واشراق حاصل مىشود . هر گاه موضوع از خود آگاه باشد ، وبه عبارتى انائيت متعاليهء خود را دريافته باشد ، آن را موضوع مدرك مىناميم وشئ مدرك نيز چون بواسطهء اشراق نور از أصل نور ، كه آن را نور الأنوار مىناميم ، منور شده باشد ولذا قابل درك ، در « آن » يا لحظهء تلاقى آن دو ، علم حاصل مىگردد . اين شناخت اشراقي پايه‌هاى ساختمان علم صحيح را تشكيل مىدهد . در اينجا قبل از اينكه به بيان مفصل‌ترى از مسئلهء ابصار در حكمت اشراق بپردازم متذكر مىشوم كه از أواخر قرن ششم نظام حكمت اشراق شناخته شد وحكماى مسلمان وشعراى إيران از آن بهره‌مند شدند . اينان كه از بحث تنها در نظام‌هاى صرفا مشائى ره به جايى نبرده بودند خواستار نظامى بودند