شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 19
شرح حكمة الاشراق
جريانات علمي آن انجام نشده ، وحتى أكثر متون علمي اين قرن به چاپ هم نرسيدهاند . هر چند مورخين از تأليفات فراوانى در زمينهء علوم فلسفي قرن هفتم وفنون آن - على الخصوص منطقيات گزارهها وقياسهاى موجّه ؛ ومسائل مربوط به علم دلالت ألفاظ ، وغيره - نام بردهاند ، اما محققانى را سراغ نداريم كه توجه به تحليل دقيقى از نحوهء نظام پردازى وشيوههاى اقامهء براهين مسائل فلسفي در اين قرن نموده باشند . مىدانيم كه در قرن هفتم كتب فلسفي متعددى تأليف گشتهاند ، واما معدودى از آنها شناخته شده وبه چاپ رسيدهاند ؛ مانند « ايساغوجى » و « هداية الحكمة » از أثير الدين ابهرى ( محتملا اين متون در قرون وسطى به لاتينى هم ترجمه شده بودند ) ، كه از معروفيت بخصوصى برخوردارند ، چون همراه با شروح وحواشي متعددى كه بر آنها نوشته شده ( مانند ، مثلا ، « شرح هدايهء » معين الدين ميبدى وحواشي فخر الدين حسينى فخرى وسيد هاشم اشكورى ؛ و « شرح ايساغوجى » فنارى وحواشي منظوم اخضرى ، وغيره ) ، تا امروز در بسيارى از مراكز علمي دنياي اسلام تدريس شده ، نزد طلاب علوم عقلي مقام والايى دارند . در همين قرن حكمة الاشراق سهروردى به صورت يك نظام فلسفي سازگار ، واستوار بر أصول وقواعد اشراقي مشخص ومتقن ، رواج مىيابد ؛ نيز به عنوان روشى فلسفي جدا از فلسفهء مشائى معروف مىگردد ، وعلماى اين قرن به فلسفهء اشراقي بذل توجه خاصي مىنمايند . چندين شرح بر متون اشراقي سهروردى نگاشته مىشود كه عبارتند از : 1 ) « التنقيحات في شرح التلويحات » از شهرزورى ؛ 2 ) « شرح حكمة الاشراق » از شهرزورى ؛ 3 ) « التنقيحات في شرح التلويحات » از سعد ابن منصور ابن كمّونه ؛ 4 ) « شرح حكمة الاشراق » از علامه قطب الدين شيرازي . اما ما بين آنها تنها اثر قطب الدين شيرازي تا كنون به چاپ رسيده ( چاپ سنگى ، تهران ، 1313 ه ق . ) ، ولى به استثناء « شرح حكمة الاشراق » شهرزورى ، نسخ خطى متعددى از شروح ديگر در كتابخانههاى