شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 26

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

« حق بودن » آن است وبايد به درستى يا نادرستى سخن توجه كرد نه به گويندهء آن « 1 » . وى در اين معنى مىگويد : علي عليه السلام چه خوب گفته است : « لا تعرف الحق بالرجال ولكن اعرف الحق تعرف أهله » « 2 » . آخرين سؤالي كه مطرح مىكنيم اين است كه آيا براي تحصيل حكمت واستعداد پذيرش آن شروطى قائل شده‌اند ؟ نظر مثبت شهرزورى به اختصار چنين است : اعتدال مزاج ، حسن اخلاق ، سرعت فهم ، حدس عالي ، ذوق كشفى از جمله شروط استعداد قبول حكمت است وو با همه اينها بايد نوري الهى در قلب باشد كه دائما روشنى بخشد وچنين نوري راهنما به حكمت است ، چنان كه چراغ راهنماى هر چه در خانه است . شهرزورى شروط حكمت را پس از آن ذكر كرده است كه گفته است : ما در اين كتاب به سخن فريقين يعنى قدماي متأله ومشائيان نگريسته‌ايم وگزيدهء سخن آنان را با آنچه از طرق ديگر به دست آورده‌ايم پيوست كرده‌ايم ؛ اگر موافق نظر وعقل كساني بود كه فبها ، وما به مطلوب خويش كه تقرب به خداست رسيده‌ايم امّا اگر موافق نبود تقصير از ما نيست ومعلوم مىشود آنان چون با فقدان شروط به تحصيل حكمت روى آورده‌اند چيزى به دست نخواهند آورد وچنين كسان شايسته است خود را در جستجوى حكمت به زحمت نيندازند كه چيزى عائدشان نخواهد شد وما نيز اين كتاب را براي چنان كسان ننوشته‌ايم . شهرزورى پس از تبيين مطالب فوق كه البتة به اختصار است ، طي چهار مقدمه كه عموما ناظر است بر فصول 1 - 4 از مقالهء أول الهيّات شفا اثر ابن سينا ، مطالب بسيار سودمندى در باب تقسيمات حكمت نظري ، موضوع علم الهى ، منفعت علم الهى ومرتبهء آن در تعليم وتعلّم آورده است .

--> ( 1 ) . مصداق اين جمله : « انظر إلى ما قال ولا تنظر إلى من قال » . ( 2 ) . قبل از شهرزورى غزالى نيز به اين سخن استناد كرده است وپس از شهرزورى ، ملاصدرا نيز ؛ وگويى مصيبت بشر در قهرمان‌سازى وتكيه غير منطقي بر شخصيتها ، پايان نمىپذيرد كه علي عليه السلام بر آن هشدار داده است واين عادت گويى همچنان مشكل امروز ما نيز هست .