شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 43

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

« انقلاب عين » تعبير مىشود واين محال است ؛ بلكه چون عناصر ، هيولى ومادهء مشترك دارند ، انقلاب آن است كه يك عنصر ، صورتي را رها مىكند وصورت ديگرى را مىپذيرد . شهرزورى در اين مبحث براي انقلاب هر يك از عناصر به ديگرى نمونه‌هايى ذكر كرده است ، مثلا وجود سنگوارهء گياهان وجانوران ويا حيواني كه در معدن نمك افتاده وبلافاصله به نمك منقلب شده بر همين مبنا است ودر اين مورد به مشاهدات استناد كرده است . 3 - صور نوعيهء عناصر چهارگانه غير از كيفيات چهارگانه است . در اين مورد ، پس از نقل وتوضيح نظر مشائيان مبنى بر اين كه عناصر داراى صورت نوعيه‌اند كه جوهر است وصور نوعيهء آنها غير از كيفيات چهارگانه است كه اعراض‌اند ، نظر خود را - مبنى بر ابطال صور نوعيه واين‌كه در عناصر جز جسميت وكيفيات كه اعراض‌اند چيز ديگرى وجود ندارد - به اختصار مطرح كرده است . 4 - ثقل وخفّت . اين بحث مطرح شده است كه مثلا زمين سنگين‌تر از آب است يا هوا سبك‌تر از آب است . قسم سوم ، در استحاله در كيف ومزاج وتوابع آن است . اين قسم نيز در دو فصل تنظيم شده است . فصل أول ، در استحاله در كيف است . وقتي آب - با اين كه آب است - گرم يا سرد مىشود ، در باب علت اين گرم يا سرد شدن سه نظريه مطرح شده است : 1 - استحاله در كيف . استحاله در كيف به اين معنا است كه كيفيات أجسام ، از طريق تماس يا مجاورت با شئ ديگر ، تغيير مىكند ، مثلا آب با حفظ صورت نوعيهء خود ، يعنى با اين‌كه آب است ، در اثر مجاورت با آتش گرم مىشود . اين نظر بر اين امر مبتنى است كه كيفيات اعراض‌اند وبا تغيير آنها خود شئ تغيير