ابن الصوفي النسابة

172

المجدي في أنساب الطالبيين

وعقيليان است ، أساسا شخص عمرى در ابتداى كتاب در مقام بيان تكليفي كه از طرف محمّد بن مجد الدولة باو شده است مىفرمايد : « رسم السيّد الشريف الأجلّ . . . مختصرا في الأنساب الطالبيّة » . 2 - شايد مناسب مىنمود كه بعضي از اصطلاحات علم أنساب بصور فهرست در مقدّمه يا مؤخّرهء اين كتاب نقل وتوضيح داده شود ، ولى با توجّه بر اينكه طبعا خوانندگان فاضل اين كتاب ديگر كتب أنساب چون « عمدة الطالب » و « منتقلة الطالبيّة » و « بحر الأنساب » وأمثال آن را در دسترس دارند ، ودر غالب كتابهاى أنساب اين اصطلاحات وكلمات موضوعهء نسّابين بر معاني مقصوده‌شان به صورت جداگانه مذكور شده است وحتّى در « عمده » و « منتقله » از « اصيلى » عينا نقل شده است ، از اضافه كردن آن اصطلاحات به متن حاضر خوددارى شد . 3 - از اصطلاحاتى كه در جميع كتب أنساب آمده است يكى « المخل ؟ » است كه شرح وتوضيح آن در هيچ يك از متون وضمايم متكفّل بر شرح وتفسير اصطلاحات نسّاب نيامده است ، در « المجدى » اين كلمه مكرّر در مكرّر استعمال شده است ، ودر « منتقلة الطالبيّة » نيز لا أقل يك بار ( ص 329 ) ودر « عمدة الطالب » نيز چند بار واز جمله در صفحات ( 308 / 350 / 351 ) آمده است ( الّا اينكه در متن چاپى العمدة در صفحات فوق همه جا « المجل » به جيم معجمه ذكر شده ، ولى در مخطوطهء پاريس در آنجا كه با صفحهء 308 چاپى العمدة منطبق است نيز « المجل » بجيم معجمه ، ولى در دو مورد ديگر « المخل » بخاء معجمه ودرست مثل عامّهء مخطوطات مذكورهء المجدى آمده است ) . در بعضي موارد چنين بنظر مىرسد كه مراد از ( المخل ) كسى است كه فرزند