ابن الصوفي النسابة

122

المجدي في أنساب الطالبيين

بدان وسيله شامل حالم نمىشد ، بلا تشبيه ، وأستغفر اللّه ممّا أقول ، به مقتضاى « لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ » ( آيهء 49 سورهء مباركهء قلم ) سرانجام كار ، در آن گيرودار ، معلوم نبود . پس از رهائى از آن مخمصه اين بنده آنچه را كه به صورت واجب مالي وفريضهء ذمّهء ظاهري به ساحت مقدّس حضرت زينب سلام اللّه عليها ، نذر كرده بود بمن له الحق تقديم داشت ، ولى گرچه شرعا وبصورت ظاهر برئ الذمّه شد ، باطنا ومعنى ذمّهء خود را از آن نذر وتعهّد ، كما ينبغي فارغ وبرى نمى شناخت . وهمواره خود را متعهّد وملتزم مىدانست ( ومىداند ) كه بآستان مبارك آن بزرگوار سلام اللّه عليها ، معنى نيز خدمتي هر چند هم كه ناقابل باشد پيشكش كند ، على هذا بمحض مشاهدهء بر اين نسخه ، واطمينان يافتن بر اينكه آن « المجدى » است ، بر آن شدم كه در مقام تصحيح وآماده ساختن آن كتاب براي چاپ ، وعرضهء مطلوب آن به مواليان أهل بيت عصمت وطهارت سلام اللّه عليهم أجمعين برآيم ، باشد كه ان شاء اللّه اين جهد المقل ، مقبول درگاه آن ميوهء دل فاطمهء زهرا وأمير المؤمنين عليهما السلام قرار گيرد . چون بعلّت نزديك شدن موعد مراجعهء به كحّال ، ولزوم مراجعت به « ويلمينگتون » امكان أقامت بيشتر در نيويورك ومراجعهء مستمر به كتابخانه ورونويسى ومقابلهء آن با نسخهء مخطوطه ، كه طبعا چندين ماه وبلكه يكسال طول مىكشيد نبود ، از كتابخانه درخواست كردم تصوير يا ميكروفيلمىاز آن نسخه ، واز دو مخطوطّهء ديگر يعنى « شرح مقامات حريرى مطرّزى » و « تفسير معالم التنزيل بغوى » را برايم آمده سازند ، وتصوّر مىكردم كه حدّ أكثر ظرف