ابن الكلبي

93

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

وفاتش را در سال 500 هجري دانسته است . [ 49 ] صاحب شذرات الذهب في اخبار من ذهب نيز وفاتش را ضمن وقايع سال 500 هجري ثبت كرده ، و وى را چنين معرفى كرده است : « أبو الحسن پسر طيورى مبارك پسر عبد الجبار پسر احمد پسر قاسم صيرفى بغدادى » و بر آن افزوده كه وى در ماه ذي القعدهء سال پانصد در سال 89 سالگى در گذشته است . پس اگر به سلسلهء روات باز گرديم ، مىبينيم ، پسر صيرفى از پسر مسلمه سماع نموده ( - شنيده ) است ، و بنابر اين ميان تاريخ سماع او ، و تاريخ وفاتش بتقريب هفت سال ، و ميان تاريخى كه وى كتاب را با قرائت ابو الفضل و سماع إسكاف ، به جواليقى شنوانيده است ، يعنى سال 494 و تاريخ وفاتش بتقريب شش سال فاصله بوده است . ب : اما جواليقي : اين دانشمند ولادتش در سال 466 و وفاتش در در سال 539 ه روى داده است ، و بنابر اين سن جواليقى در آن هنگام كه اين كتاب را به قرائت ابو الفضل بر ابن صيرفى سماع نموده ، يعنى در سال 494 سى سال بوده و اين خود سن تحصيلى كامل است ، بعلاوه در آن دورهء درخشان بيشتر مردمان شيفتهء دانش بودند ، و از گهواره تا گور دانش مىطلبيدند . جواليقى به اين كتاب دل بست و نخستين بار در تاريخى كه ناگفته گذشته است ، آن را از روى نسخه‌اى كه به خط محمد پسر فرات نوشته شده بود ، نقل كرد ، و سپس آن را از مشايخ خويش شنيد كه از على پسر صباح پسر فرات از پسر كلبى روايت كردند . و از آن پس در سال 529 ، يعنى شش سال پيش از مرگش ، از روى نسخهء پيشين خود نسخهء دومى از اين كتاب برداشت . نتيجه آن كه عنايت و اهتمام جواليقى به اين كتاب از سال 494 تا سال 529 ، يعنى نزديك

--> [ 49 ] مقدمهء احمد زكى 34 - 27 لسان الميزان 5 / 9 الرسالة المستطرفة 69