ابن الكلبي

5

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

( و مثلي زد براى ما ، و فراموش كرد آفرينش خود را گفت : كيست كه زنده مىگرداند استخوانها را ، و حال آنكه پوسيده شده باشند . ) پس استدلال كرد بر ايشان به « نشأه اولى » ، و چون اعتراف نمودند به « خلق أول » ، پس فرمود : قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ 36 : 79 . و گفت : أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ ، بَلْ هُمْ في لَبْسٍ من خَلْقٍ جَدِيدٍ 50 : 15 [ 5 ] ( آيا عاجز شده بوديم در آفرينش نخستين ؟ بلكه ايشان در شبهه‌اند ( در اثر وساوس شيطانى ) از آفرينش نو ( يعنى : بعث و حشر و نشر ) . 3 ) منكران پيامبران و پرستندگان أصنام : سديگر از گروه عرب ، به آفرينندهء آفرينش ، و به ابتداى خلق ، و نوعي از اعاده اقرار داشتند ، اما پيامبران را انكار مىكردند ، و به پرستش أصنام مىپرداختند ، و مىپنداشتند كه بتان شفيعان ايشان در آخرت خواهند بود ، و از اينرو به جانب جايگاههاى بتان مىرفتند و حج مىگزاردند و به نام بتان خود قربان مىكردند ، و هر چه مىخواستند از پيش خود حلال ، و حرام مىنمودند . و تنزيل ازين طايفه نيز خبر مىدهد : ما نَعْبُدُهُمْ إِلّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى 39 : 3 [ 6 ] ( نمىپرستيم ايشان را ( يعنى : بتان را ) مگر آنكه ما را هر چه بيشتر به خداى نزديك گردانند . ) 4 ) قائلين به جعل دختران خداى : و از عرب دسته‌اى گمان مىكردند كه فرشتگان دختران خداىاند و ازين جهت به عبادت آنها مىپرداختند تا ايشان را شفاعت كنند ، و يارى دهند . و تنزيل

--> [ 5 ] قرآن كريم ، 79 : 36 و 15 : 50 . [ 6 ] قرآن كريم ، آيهء 3 : 39 .