ابن الكلبي

82

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

دامنگير قبيلهء او بود . شاعر قبيله كه شعر مىگفت ، به نام قبيله مىسرود ، نه براى شخص خودش . خطيب كه خطبه مىخواند ، توجه به قبيله داشت ، فرستادگان و نمايندگانى كه از طرف قبيله نزد بزرگان زمان مىرفتند ، به نام قبيلهء خويش ورود مىكردند و به اين طريق قبيله فكر و شخصيت تازيان را در بر گرفته بود . هنوز هم در بين قبائل عرب ، آداب و سنن قبيله‌يى استوار و پابرجاست و افراد هر قبيله خود را تابع و پيرو آيين قبيلهء خويش مىدانند . چون إسلام ظهور كرد ، بر آن شد كه برادرى ديني را جانشين رابطهء قبيله‌يى قرار دهد ، اما عصبيت قبيله‌يى در عربستان بر خلاف آنچه إسلام مىخواست ، محو نشد و همچنان باقى بود . إسلام به حكم آيت يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ من ذَكَرٍ وَ أُنْثى ، وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ . . . 49 : 13 [ 44 ] بر آن بود كه برابرى و برادرى و صلح و سازش ميان آدميان را - از مرد و زن - با همهء اختلافهايى كه در رنگ و نژاد و مليت و تعلقات قبيله‌يى دارند ، برقرار سازد و تنها پرهيز كارى جهت رجحان بين آدميان باشد ولى عملا برترى خانوادگى و قبيله‌يى و نژاد پرستى ريشه كن نشد . تازيان حتى در مواقع جنگ به دسته‌هاى قبيله‌يى تقسيم مىشدند . وقتى عمر ، خليفهء دوم ، « ديوان خراج » را بنياد نهاد ، از عباس - عموى پيامبر - آغاز كرد ، و سپس به ساير بني هاشم پرداخت و نام آنها را مقدم بر ديگران داشت . و بدين طريق جهت ديني و جهت قبيله‌يى را با هم مراعات و تلفيق كرد . افراد قبائل مختلف عرب در غالب جنگهاى بنام و مشهوري كه ميان

--> [ 44 ] قرآن كريم ، 49 / 13 .