ابن الكلبي
37
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
مىخواندند ، و ديگر اينكه او و غالب افراد خانوادهء كلبى به على و فرزندان آن امام همام احترام خاص مىگذاشتند و به مفهوم آن زمان متشيع بودند و همين تمايل آنها به خاندان على و اخبارى بودن آنان بيشتر موجب شده است كه اهل سنت و جماعت متقدم ، محمد و هشام را از زمرهء ثقات محدثين محسوب ندارند . جمع آورى اخبار و وقايع دورهء جاهليت پس از آنكه علماى إسلام توجه خود را به جمع اخبار و وقايع و انساب عرب جاهلى معطوف داشتند و كار بحث و پژوهش دربارهء ايام بنام عرب و سلاطين و چگونگى زندگانى ايشان در زمان باستان نيرو گرفت ، گوى فضيلت را در حفظ اين گونه اخبار و آثار محمد پسر سائب و پسرش هشام ربودند و مورخان متقدم و تاريخ نويسان متأخر بزرگ كه دربارهء عرب دورهء جاهليت و وقايع و مثالب و ايام تازيان به بحث و پژوهش پرداختهاند ، تقريبا بدون استثناء اخبار خود را از محمد بن سائب و هشام كلبى نقل كردهاند و كتب تاريخ و سير و مغازي پر از نوشتههاى منقول از آن دو مىباشد . محمد پسر سائب ظاهرا در أواخر نيمهء أول يا اوايل نيمهء دوم سدهء أول در كوفه به دنيا آمده است . وى در سال 82 هجري در جنگ « دير جماجم » شركت كرده و ظاهرا در اين هنگام سنش بين 20 و 30 سال بوده است . در زمان او هنوز در معابد حيره نقوش و آثاري از عرب پيش از إسلام وجود داشته و او آنها را خوانده و اطلاعات بسيار نفيسى از گوشه و كنار آن به دست آورده كه هر چند در انظار معاصرين وى