ابن الكلبي

19

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

و تلبيه قبيلهء « عك » بدين صورت بود كه چون به عنوان حج بيرون مىرفتند ، دو غلام سياه را از غلامانشان پيش مىانداختند ، و آن دو پيشاپيش سواران ايشان بودند ، و مىگفتند : « نحن غرابا عك » . بعد از آن افراد قبيلهء عك مىگفتند : عك إليك عانية عبادك اليمانية ، كيما نحج الثانية ! و قبيلهء قريش ، و عرب همگى « منات » را بزرگ مىداشتند ، و در پيرامونش قربان مىكردند و اين بزرگداشت همچنان ببود تا پيامبر در سال هشتم هجري - همان سالى كه خداى تعالى مكة را برايش گشود - از مدينه بيرون رفت و چون چهار شب راه پيمود ، « على » را بسوى او ( منات ) گسيل فرمود تا نگونسارش ساخت . و آنچه به منات تعلق داشت برگرفت ، و نزد پيامبر آورد . ذو الفقار على ! از جمله آنچه على به دست آورده بود ، دو شمشير بود كه حارث پسر ابى شمر غساني - پادشاه غسان - آن دو را به منات پيشكش كرده بود ، يكى از آن دو : « مخذم » ، و ديگر : « رسوب » ناميده مىشد . پيامبر أكرم آن دو شمشير را به على - عليه السلام - بخشود . گويند كه يكى از آن دو همان « ذو الفقار » شمشير على است . [ 21 ]

--> [ 21 ] ببينيد صفحهء 111 و 112 اين كتاب را .