ابن الكلبي

14

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

يازده مورد قولش را نقل كرده و هشام درين تأليف به گفتهء وى استناد جسته است . 6 ) محمد بن سائب پدر هشام نه تنها از جمله پيشقدمان آشنا و مطلع به تاريخ و ايام عرب و مغازي و نسب قبايل تازى است ، بلكه در علم تفسير و حديث نيز شهرت دارد . ثعلبى و ابن عساكر در تفسير و تاريخ خود مطالبي از تفسير بزرگ او نقل كرده‌اند ، و محمد بن عبد الكريم شهرستانى در الملل و النحل قسمتهايى از آنچه دربارهء آراء و معتقدات عرب در زمان جاهليت فراهم آورده از محمد بن سائب كلبى گرفته است . هشام درين تأليف به دو گونه از پدرش نقل مىكند : 1 ) مطالبي كه پدرش از ابو صالح ، و او از ابن عباس شنيده است . 2 ) مطالبي كه صريحا مىنويسد خبر داد مر پدرم ، يا اين كه مىگويد : كلبى گفت . به گفتهء هشام ، محمد نسب قريش را از ابو صالح ، و او از عقيل بن ابى طالب آموخت ، و نسب كنده را از كناس كندى كه درين دانش از هر كس داناتر بود ، و نسب معد بن عدنان را از نجار پسر أوس عدوى كه محفوظاتش بيش از هر كس بود ، فرا گرفت و نسب إياد را از عدى پسر زياد ازدى ياد گرفت كه به إياد دانا بود . [ 18 ] اطلاعاتى كه محمد در اختيار هشام گذارده مايهء أصلي اين كتاب محسوب مىشود ، بطورى كه هر گاه آنها را ازين كتاب برداريم قسمت أعظم كتاب از بين مىرود . 7 ) مردى از قريش كه نامش درين تأليف نيامده از ابو عبد الله پسر ابو عبيده پسر عمار پسر ياسر كه به تاريخ « أوس » و « خزرج » و كساني كه وابسته و تابع آنان بودند - از اعراب يثرب و غير يثرب - از همهء مردمان آگاه‌تر بوده است چگونگى گزاردن حج قبايل أوس و

--> [ 18 ] الفهرست ابن النديم ، ترجمهء فارسي ، صفحهء 160 .