ابن الكلبي

167

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

و در فارسي آن را « ژون ) گويند . حميد گفته است : « ذات المجوس عكفت للزون . » زون ( الزون ) : بتكده ( جايى كه بتان را در آنجا گرد مىآوردند و نصب مىكردند و پيرايه مىبستند ) . ( تاج العروس ، و شفاء الغليل اثر خفاجى ) شارق ( الشارق ) : بتى بود كه اهل جاهليت به نام او « عبد الشارق » نامگذارى مىكردند . ( تاج العروس ) شمس ( الشمس ) : بتى بود قديمى . صاحب تاجر العروس گويد : ابن كلبى آن را ياد كرده ( ولى در كتاب الأصنام ذكرى از آن نشده است ، شايد پسر كلبى در كتاب ديگر به آن اشاره نموده است ) . و عرب « عبد شمس » كه تيره‌اى از قريش است به نام او نامگذارى كرده‌اند ، و اولى كسى كه « عبد شمس » ناميده شد « سبأ » پسر « يشجب » است . ( تاج العروس ) صدا : بتى بود از ن قوم عاد . ( مروج الذهب ، 3 / 395 ) سمعودا : بتى بود از آن قوم عاد . ( مروج الذهب ، 3 / 295 ) ضمار ( الضمار ) : بتى بود كه عباس پسر مرداس سلمى و قبيله‌اش آن را به پرستش گرفتند . ( تاج العروس ) ضيزن : نام بتى است و گفته شده كه ضيزنان ( يعنى : دو ضيزن ) دو بت