ابن الكلبي
129
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ ! 38 : 5 [ 45 ] قصدشان همين أصنام بود . و عرب ديوانهوار شيفتهء پرستش بتان بود ، برخى از آنان پرستشگاهى بنا مىكرد و برخى ديگر بتى سرپا مىداشت و از آن ميان كسى كه نمىتوانست بتى سرپا دارد ، و يا بتكدهاى بسازد ، سنگى را پيشاپيش حرم و يا پيشاپيش چيزى از آنچه مىپسنديد ، نصب مىكرد و آنگاه به طواف آن مىپرداخت ، همچنان كه « كعبه » را طواف مىكرد و اين گونه سنگها را « أنصاب » مىناميدند . و اگر آن سنگها تنديس ( - تمثال ) مىبود ، آنها را « أصنام » ، و « أوثان » مىخواندند و طوافشان را « دوار » مىگفتند . پس چون مردى به سفر مىرفت ، و در منزلي فرود مىآمد چهار سنگ بر مىگرفت و از آن چهار آنى را كه زيباتر مىيافت آن را خداى مىگرفت ، و آن سه ديگر را ديگ پايه براى ديگش قرار مىداد . و چون كوچ مىكرد ، آن را وامىگذاشت و چون به منزل ديگر مىرسيد ، همان كار را تكرار مىكرد ، و اينان پيشاپيش همهء اين بتان سنگى ، شتر و گوسفند مىكشتند و به آن وسيله به اين بتان سنگى تقرب مىجستند و با وجود اين ، برترى « كعبه » را نسبت به آنان گردن مىنهادند و از حج و عمره به « كعبه » روى نمىگردانيدند . و آنچه را ( از طواف و قرباني ) در سفرهاى خود نسبت به اين سنگها به كار مىبستند از روى دلبستگى به كعبه و به قصد پيروى بود كه از طواف و قرباني پيشاپيش كعبه به كار مىبستند . و گوسفندانى را كه پيش بتان و سنگهاى مورد پرستششان مىكشتند ، « عتائر » مىناميدند . ( عتيره : در لغت تازى ذبيحه ( - كشته شده ) است ) . و كشتارگاهى
--> [ 45 ] قرآن كريم ، 38 / 5 .