ابن الكلبي

122

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

پس ( از آن ) به سوى پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) بازگشت و او را از چگونگى خبر داد . پيامبر فرمود : « آن عزى بود ، و بعد از او عرب را عزائى نيست ! آگاه باشيد كه پس از امروز « عزى » پرستش نخواهد شد . » پس « ابو خراش » شعرى را كه در پيش گذشت در رثاء « دبيه » سرود . ابو منذر گويد : قريش « در مكة » و ديگر تازيانى كه مقيم « مكة » بودند ، هيچيك از بتان را به آن پايه از تعظيم كه « عزى » را تعظيم مىكردند ، بزرگ نمىداشتند ، و پس از « عزى » ، « لات » و از آن پس « منات » را بزرگ مىداشتند . و اما « عزى » ( اختصاصى كه داشت اين بود كه ) « قريش » تنها زيارت و قرباني را به او مخصوص مىداشتند ، و چنين پندارم كه سبب ، نزديكى « عزى » به اينان بوده است . و « ثقيف » ، « لات » را به زيارت و قرباني مخصوص مىداشت آنچنان كه « قريش » ، « عزى » را . و « أوس » ، و « خزرج » ، « منات » را به اين امتياز مخصوص مىداشتند . و اينان همه [ « عزى » را ] تعظيم مىكردند . و نظري را كه اينان در تعظيم « عزى » داشتند و يا نزديك به آن را ، به هيچ يك از بتان پنجگانه‌اى كه « عمرو » پسر « لحى » به ايشان داده بود [ همانهايى كه خداى تعالى در « قرآن مجيد » ياد كرده ، آنجا كه فرموده است : . . . وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا ، وَ لا سُواعاً ، وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً 71 : 23 [ 36 ] ] نداشتند . و پندارم كه موجب دورى ديگر بتان از اين پرستندگان بوده است .

--> [ 36 ] قرآن كريم ، 71 / 23 .